|
بسم الله الرحمن الرحیم .شهداي کربلا ، جنبه هاي غيرخون و جنبه هاي غير ضربات و جنبه هاي غير حماسه کربلا ، به قدري براي آنها پررنگ بود که درد آهن را احساس نمي کردند " لا يجدون الم مس الحديد " . شهداي کربلا چنين بودند . اصلاً درد آهن را متوجه نمي شدند . چرا !؟ اصلاً يک جنبه ديگري را مي ديدند زينب (س) مي فرمايد : " ما رأيت الا جميلا " ! يعني چه !؟ يعني جنبه هاي غير خوني و غير حماسي کربلا به قدري براي اين تعليم و تربيت شده مکتب حسين صلوات الله عليه پر رنگ بود ، که خون و حماسه براي او جلب توجه نکرد اين تفکر نبايد در شيعه رواج پيدا کند که ما مي خواهيم توجه به نور داشته باشيم و به حماسه توجه نداشته باشيم . نه ، چون جنبه هاي مختلف داريم ، بايد به همه جنبه هاي عاشورا توجه داشته باشيم
اما وقتي که روح در من و شما بيايد من و شما علاوه بر احساسات مادي احساسات رواني هم داريم . احساسات اخلاقي ، احساسات برزخي ، احساسات روحي هم داريم . احساسات فراتر از مادي . درست است ؟ تا وقتي آدم (ع) خودش هست احساساتش در حد يک انسان معمولي است . ![]() زمانيکه امام (ع) براو تجلي مي کند ، چيز هائي را احساس مي کند که ديگران احساس نمي کنند ، لذا مي رسد به کربلا با ماجرائي ]مواجه مي شود[ ـ مثلاً پايش خون مي آيد ـ در صحراي بي آب و علفي ، مي گويد خدايا ! من چه گناهي کرده ام ، چرا بايد پاي من خون بيايد ؟ خدا متوجه اش مي کند . اينکه چگونه متوجه اش مي کند ، چه جور متوجه مي کند ، ]فعلاً[ بماند . چيزي را در يافت مي کند که به ظاهر در زمين در زمانهاي آينده مي خواهد واقع بشود . چرا متأثر مي شود ؟ ماجرا مال خودش است ، دردي بر شما وارد بشود شما متأثر مي شوي . آدم چرا زار زار گريه مي کند ؟ احساسات او را در حد احساسات ديگر افراد در نظر نگيريد . ![]()
کربلائیان(شهدای کربلا) جنبه مصباحٌ هدایی امام حسين صلوات الله عليه براي آنها از جنبه ثاراللهي ايشان پررنگ تر بود و خودشان را بيشتر در معرض مصباحٌ هدايي امام حسين صلوات الله عليه قرار مي دادند . ضمن اينکه جسمشان و جنبه هاي پائينشان را هم مي خواستند بهره مند کنند لذا در معرض خون و شهادت و حماسه قرار دادند نوح (ع) گذرش به کربلا افتاد ، ابراهيم (ع) ، موسي (ع) ، عيسي (ع) ، در حديث داريم که تمام انبياء (ع) گذرشان به کربلا افتاد . آنجا متاثر شدند و بر ماجراي امام حسين (ع) گريستند . يعني بر ماجراي چه کسي ؟ بر ماجراي شخصي ديگر ؟ بر ماجراي همان شخصي که بر خودشان تجلي کرده بود ، دردي که بر آن تجلي کننده وارد خواهد شد در آينده ، آنها داشتند دريافت مي کردند . تجلي کننده در خلال زمان ، در زمانهاي مختلف در آن افراد تجلي کرده بود. امام (ع) بر آدم (ع) تجلي کرده با ولايتش ، احساساتي که در اين جسم مشخص مي شود ـ در جسم آدم (ع) ـ ديگر آن احساساتي نيست که ديگر افراد هم متوجه شوند ، فراتر از يک انسان است . دقت کنيد . تا وقتي که من و شما يک جنازه باشيم ، احساسات ما به اندازه احساسات يک سنگ است . «اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم » ولایت مطلقه مقام معظم رهبری(ایده الله تعالی)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۰ساعت 11:1  توسط محبان فاطمه (س)
|
بسم الله الرحمن الرحیم .برخي از اين صحنه ها را مي توان در کربلا ديد ، علي اکبر(ع) در آن لحظات آخر ، يک قسمت از آن صحنه هاي غير خون و حماسه را بازگو مي کند . مي فرمايد ، ـ در لشگر داد مي زند ، طوري که همه مي فهمند ـ مي فرمايد : " پدر ، اين جدم رسول الله است ، براي من يک ظرف آب آورده اند " و مي فرمايند : " ظرف ديگر را براي شما آماده کرده اند " . عجب ! پس در کربلا چنين صحنه هايي هم وجود داشته ! ببينيد ، در اين صحنه ها صحبت از خون نيست . در اين صحنه هايي که در کربلا ديده مي شد و هر کسي نمي ديد ، صحبت از خون نيست ، صحبت از حماسه نيست ، صحبت از بهشت است ، صحبت از شاهد بودن اهل بيت (ع) است ، صحبت از پذيرايي اهل بيت عليهم السلام است ، صحبت از آذين بندي بهشت است . دقت کنيد ، علي اکبر جلو رفته ، بدنش را تکه پاره مي کنند ، در احاديث کلمه " ارباً اربا " ذکر شده است . " ارباً اربا " يعني مثل کباب برگ ! کباب برگ را که مي خواهند درست کنند ، ديده ايد چاقو چاقو مي کنند ، يک چنين حالتي ! ايشان در لحظات آخر ديگر نتوانست تعادل خودش را حفظ کند و به گردن اسب آويزان شد . ببينيد براي چاقو چاقو کردن بهترين موقعيت است . هر کسي که رسيد يک ضربه زد ! ديگر ببينيد بدن مطهر ايشان چه مي شود ! با اين حال ايشان در اوج خوردن ضربات مي فرمايد : پدرجان ، اين جدم رسول الله است... و ادامه مطلب . عجب ، يا علي اکبر ! مگر شما درد شمشير را متوجه نمي شويد !؟ بعضاً داريم : " لا يجدون الم مس الحديد " . شهداي کربلا چنين بودند . اصلاً درد آهن را متوجه نمي شدند . چرا !؟ اصلاً يک جنبه ديگري را مي ديدند .
زينب (س) در آن صحنه همين جنبه را مي ديد . دقت بکنيد ، دو تا از پسرهايش شهيد شدند ، اين همه عزيزانش آنجا شهيد شدند ، برادرهايش شهيد شدند ، از جمله امام حسين(ع) شهيد شدند ، آن طفل شير خوار را در حاليکه گردنش تکه پاره شده است بغل کرده ، تحويل گرفته و به يک کناري آورده ، با اين حال مي فرمايد : " ما رأيت الا جميلا " ! يعني چه !؟ يعني جنبه هاي غير خوني و غير حماسي کربلا به قدري براي اين تعليم و تربيت شده مکتب حسين صلوات الله عليه پر رنگ بود ، که خون و حماسه براي او جلب توجه نکرد . يک ذره دقت کنيد ، ببينيد اين مطلب درست است يا نه ؟ همان طور که براي شهداي کربلا هم چنين بود . ![]() جنبه هاي غيرخون و جنبه هاي غير ضربات و جنبه هاي غير حماسه کربلا ، به قدري براي آنها پررنگ بود که درد آهن را احساس نمي کردند ، اگر از آنها پرسيده مي شد که شما چگونه ديديد ؟ چه بسا آنها هم مي گفتند : " ما رايت الا جميلا ".
علي
اکبر ! شما تکه تکه شديد ،
حالا که به برزخ آمديد ، چه مي گوييد ؟ صحنه براي شما چگونه بود ؟ نه ، من تکه تکه نشدم ! نمي دانم ! شنيديم که بعضي از شهداي جنگ تحميلي را بعداً ملاقات که مي کردند ، مي پرسيدند : شما چگونه شهيد شديد ؟ مثلاً مي گفتند : " لحظه اي که خمپاره آمد ، تا خمپاره
منفجر شد ، من ديدم که يک جواني بالاي تپه است ، مي گويد بيا اينجا . من رفتم پيش او ، بعد از مدتي ديدم که جسمم تکه پاره شده ، در آن پايين است و من اصلاً متوجه نشدم" ! براي آنها اين صحنه ها جلب توجه نمي کند . حالا اگر من و شما کنار آن دوستمان باشيم که شهيد مي شود چه مي بينيم ؟ آن لحظات تکه پاره شدنش برايمان جلب توجه مي کند ، يعني خون و تبعه آن ، حماسه . اثري که در وجودمان مي گذارد حماسه است ؛ خون ياران اثرش حماسه است . اثرش در وجود سربازان ، ترس نيست . ![]() زينب (س) دارند به ما کُد مي دهند ، يعني" اي آيندگان شما هم برايتان اين جنبه هاي عاشورا جلب توجه کند ." من که در متن حادثه بودم ، حادثه برايم جلب توجه نکرد ، چيزهاي ديگري که دشمن نمي توانست ببيند براي من جلب توجه کرد ، درسهاي خصوصي کربلا براي من جلب توجه کرد ، خون و حماسه را دشمن هم مي ديد ، خون و حماسه درسهاي عمومي کربلا بود . چرا من و شما اينقدر به مصيبت کربلا بپردازيم؟ يک ذره دقت بکنيم ، چرا من و شما اين قدر به مصيبت کربلا مي پردازيم ؟ خب ، خواهيد گفت که من از اين پس مي خواهم به نور کربلا بپردازم ، نور ساطعه از مصباح هدي در کربلا ، تا نتيجه اش درس هدايت باشد ولایت مطلقه مقام معظم رهبری(ایده الله تعالی)
«اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم »
+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی ۱۳۹۰ساعت 8:37  توسط محبان فاطمه (س)
|
![]() بسم الله الرحمن الرحیم . در ماجراي کربلا ، نگاه مي کنيم ، زينب (س) به چه چيزي توجه داشت ؟ اگر او مي خواست به شهادتها توجه داشته باشد تمام چيزهايي که مي ديد برايش درد بود . دقت بکنيد ، ديدن صحنه دلخراش براي انسان دردناک است ، چه برسد به اينکه او دو فرزندش ، محمد و جعفر ، در کربلا شهيد شدند . با اين حال براي آنها جلو نيامد ، بالاي سر آنها نيامد . زمانيکه برادرزاده اش ، علي اکبر ، شهيد شد ، بالاي سر برادرزاده اش آمد . زينب کسي است که امام (ع) جنازه آن طفل شش ماهه را به او تحويل دادند . جنازه اي که تير در گلويش است و احياناً نفسهاي آخر را مي کشد و يا کشته شده و بعد در دستش بگيرد . ببينيد چقدر رقت بار است . اگر ايشان از صحنه کربلا هيچ چيز نديده بود و فقط همين يک صحنه را ديده بود ، بعداً از ايشان سؤال مي شد که کربلا را چگونه ديدي ؟ مي گفت : هيچ مصيبتي را بالاتر از اين نديدم ، هيچ دردي را بالاتر از اين نديدم . همان يک صحنه کافي بود که انسان چنين جمله اي بگويد . خب ، زينب يک درد چشيده است ، يک مصيبت چشيده است ، حال آن ملعون از او سؤال مي کند که ماجرا را چگونه ديدي ؟ او هم مي گويد سراسر درد و مصيبت بود ؟ به اين توجه کنيد . هيچ کس از شاهدان کربلا به اندازه زينب (س) درد نکشيده است ، الان مي گويد جز درد چيز ديگري نديدم ؟ ببينيم در آنجا چه جوابي مي دهد . زماني که آن ملعون سؤال مي کند که اين ماجرا را چگونه ديدي ؟ زينب (س) مي فرمايد : ما رأيت الا جميلا ! 1فوري سؤال مي کنيد ، بله !؟ مگر ايشان درد نکشيد ؟ مگر آن همه صحنه هاي دردناک را نديد ؟ اين حرف چيست که ايشان مي زند ؟ مي گوئيم ، نه ، صبر کنيد ، زود قضاوت نکنيد ، او عاقل است . او مي فهمد که چه مي گويد ، صحنه هايي را که زينب (س) ديد ، دردناک بود . چرا زينب (س) مي فرمايد : مارأيت الا جميلا !؟ ـ جز زيبايي چيز ديگر نديدم !؟ ـ زيرا آن صحنه ها را نديد . مگر ممکن است !؟ مگر ممکن است که زينب (س) آن صحنه ها را نديده باشد ؟ پس چه ديده است ؟ مطلبي را خد مت شما عرض کنم . شما در کوچه اي مي رويد . شخصي از کنار شما عبور مي کند و براي شما جلب توجه مي کند ، در همان لحظه اي که مي خواهد براي شما جلب توجه کند ، مي گويي :" نکند آشنا باشد" ، يک دفعه سر چهار راه تصادف مي شود . تمام حواس شما معطوف آن تصادف مي شود ، يادتان مي رود که آشنايي بود و بايد به او مي پرداختيد و چنين و چنان . بعداً اگر کسي از شما بپرسد که در کوچه چه ديديد ؟ مي گوييد تصادف ديدم . مي گويند آن کسي را که از کنار شما عبور کرد ، شناختيد ؟ مي گوييد : "راستش مي خواستم توجه کنم ولي آن تصادف حواسم را معطوف خودش کرد ، من ديگر فراموش کردم . آن شخص ديگر براي بنده جلب توجه نکرد " . زينب سلام الله عليها در کربلا چه ديد که خون و شهادت ، ديگر براي او جلب توجه نکرد؟ لذا اين فرد عاقل و صادق در آخر مي فرمايد که : " مارأيت الا جميلا " . ولایت مطلقه مقام معظم رهبری(ایده الله تعالی) «اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم »
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی ۱۳۹۰ساعت 22:11  توسط محبان فاطمه (س)
|
|