|
بسم الله الرحمن الرحیم .از حسن بن عباس از امام جواد عليه السّلام از پدرانش از امير المؤمنين عليهم السّلام از رسول خدا (ص) روايت كرده كه باصحاب خود فرمود: بشب قدر ايمان آورده معتقد شويد زيرا در شب قدر كار (تقديرات) سال فرود مى آيد، و همانا براى آن كار پس از من سرپرستانى هست (و آنان) على بن ابى طالب و يازده تن از فرزندان اويند / ارشاد-ترجمه رسولى محلاتى، ج2، ص: 327
مَلِک ملکوت در اصل خداست، مَلِک آسمانها و زمين هم در اصل خدا است. ولي عرض کرديم که خداوند اينطور خواسته که کارهايش را از "مجراي وجود اهل بيت(ع)" جريان دهد. چه جور براي شما منطقي است که بگوئيم مسئول سد، آب پشت سد را از طريق شبکه لوله ها و به خصوص از طريق لوله هاي اصلي به شهر بفرستد. وقتي بگوييم: "اللهيت الله از مجراي اهل بيت(ع)" منظور اين است
. لذا حضرت زهرا(س) امور را پايين ميآورند و تحويل امام زمان ميدهند. چقدر زيبا! چه مراسم زيبايي! دو پادشاه در کنار يکديگر، يکي مادر و ديگري فرزند. مادر پادشاه ملکوت، فرزند پادشاه آسمانها و زمين. مادر فاطِرُ السَّمواتِ وَ اْلأَرْضِ، فرزند مَلِک السماوات و الارض، مهدي آسمانها و زمين. مادر فاطمه است و فاطِرُ السَّمواتِ وَ اْلأَرْضِ، در شب قدر برفرزندش نازل ميشود و امور را با خودش ميآورد. قبل از اينکه ايشان امور را بر امام زمان نازل کنند، قبل از اينکه بر امام زمان نازل شوند و امور را بر امام زمان نازل کنند، هنوز امور وجه ملکوتي دارد و در دست مَلِک ملکوتي يعني در دست مهربانتر از مادر يعني در دست فاطمه زهرا(س) است، لذا امور به اصلاح نزديکتر است چون مَلِک، مهربانتر از مادر است. امور به اصلاح نزديک تر است، به تغيير نزديک تر است، به تقويت نزديک تر است، به محو نزديک تر است. خيرات بايد تقويت شوند و منفيات بايد از امور ما محو شوند، زيرا در اين صورت به نفع ما است. حضرت زهرا(س) وجه ملکوتي امور را.....رقم ميزنند و در ليلةالقدر که معمولاً به يکي از شبهاي ماه مبارک رمضان نزديک تر است، در آن شب به امام زمان(عج) عرضه ميکنند. اگر شما بتوانيد اين مراسم را تجسم کنيد ميبينيد که خيلي زيباست، با اين توصيفي که امشب شد ليلةالقدر قيمت دارد. وگرنه اگر ليلةالقدر مقر حکومتي امام زمان باشد امام زمان که در تمام آسمانها و زمين مشغول حکومت هستند و مقر حکومتي ايشان در حيطه آسمانها وزمين فقط ليلةالقدر نيست. بلکه بايد گفت: ليلةالقدر يک سالن خصوصي است که دو پادشاه با هم ملاقات ميکنند. پادشاهي بر پادشاهي ديگر نازل ميشود رسول الله صلّى اللَّه عليه و آله : خداى تعالى از روزها روز جمعه؛ و از ماهها ماه (مبارك) رمضان، و از شبها شب قدر را برگزيد، و از مردم انبياء را اختيار كرد، و از آنها «رسولان» را انتخاب فرمود و مرا از ميان رسولان برگزيد، و از من على را اختيار كرد، و از على حسن و حسين و از حسين اوصياء را برگزيد، و آنها هستند كه از قرآن تحريف اشخاصى را كه غلوّ مى كنند و دعوى كسانى كه در صدد باطل كردن دينند، و تفسير نادانان را دور سازند، نهمى آنها باطن و ظاهر و قائم و گرامى ترين آنها است / الإنصاف فى النص على الأئمة ع با ترجمه رسولى محلاتى، ترجمه فارسى، ص: اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۰ساعت 22:24  توسط محبان فاطمه (س)
|
بسم الله الرحمن الرحیم .در معاني الاخبار از امير مومنان(ع) نقل شده است که فرمود: رسول خدا(ص) به من فرمود:" يا علي آيا ميداني معني شب قدر چيست"؟ عرض کردم" نمي دانم اي رسول خدا" فرمود" همانا خداي تعالي مقدر کرده است در آن شب هر چه را که بايد تا روز قيامت بوده باشد و خواهد بود. پس در بين آنچه مقدر کرد ولايت تو بود و ولايت ائمه(ع) از فرزندان تو تا روز قيامت(به نقل از سوره قدر جايگاه ولايت ص 194) حضرت زهرا(س) درخصوص شب قدر فرموده اند: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد.
شب قدر،(ليلة القدر )قبل از اسلام نبوده است و بعد از ظهور امام زمان هم ديگر نيست. اين مقوله، "عطيهاي الهي" است، ماجرا مربوط به زماني است که سيد ما رسول الله(ص) در خواب ميديدند که دو موجود شبيه ميمون, روي منبر شريفشان بالا و پايين ميپرند، خيلي ناراحت شدند و خداوند به عنوان عطيهاي که از ايشان رفع ناراحتي کند ماجراي شب قدر را براي پيامبر قرار داد و فرمود : نگران نباش! اگر شما در خواب ديدي که آن دوميمون حدود هزار ماه روي منبر شما بالا و پايين ميپرند، من هم چيزي به نام "شب قدر" به شما عطا ميکنم؛ "لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ" که از هزار ماهي که آن دو ميمون بالا و پايين ميپرند خيلي بهتر باشد. شب قدر مقر حکومت برزخي رسول الله(ص) و اهل بيت رسول الله(ع) است. ليل از اين جنبه که پنهان است و روز از اين جنبه که آشکار است بر ميگردد به همان تقسيم بندي اهل بيت(ع). هر جا صحبت از ليل شد يعني بيشتر به کنترل حضرت زهرا(س) است. بيشتر حاکي از حضرت زهرا(س) است. وقتي صحبت از روز شد يعني بيشتر بوي ديگر اهل بيت عصمت و طهارت(ع) را ميدهد لیلة القدر با توجه به منظر مُلک در شب قدر چه ميشود؟ ما در قرآن ميخوانيم: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ، وَ ما أَدْراکَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ چه ميداني شب قدر چيست. شب قدر چيست؟ يک جايي در برزخ هست که از آن مکان درباره دنيا بايد تصميم گرفته شود. چون دنيا مکان محدوديت است مکان ظلمتها است هنوز امام(ع) در دنيا آن ظهور بايد و شايد را ندارند لذا نمود برزخي دنيا بايد به صورت شب باشد. پس مکاني از برزخ که از آنجا بايد امورات براي دنيا مقدر شود، بايد به صورت "ليل" باشد نه به صورت "يوم". چون يوم نمود برزخي دنيا نيست. بلکه ليل نمود برزخي دنيا است. تمام روزها و شبهاي سال قمري درون شب قدر است، تمامش در يک ليلةالقدر برزخي است. در آنجا "يوم القدر" نداريم، يک ليلةالقدر است، بلافاصله وصل ميشود به يک ليلةالقدر ديگر. مدام شب تکرار ميشود چرا؟چون دنيا تا يوم الله ظهور، روز نيست شب است ليله القدر سالن خصوصي دو پادشاه باطن و ظاهر إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ؛ وَ ما أَدْراکَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ کل آسمانها و زمين حيطه پادشاهي سيزده معصوم ديگر(ع) است ولي چون براي دنيا بايد تصميم گيري شود و مقوله شب مطرح است لذا در آن قسمت از برزخ يعني در ليله القدر، حضرت زهرا ٍس بايد بيشتر پرتو افشاني کنند. لذا اگر شما در احاديث ميخوانيد که "ليلةالقدر حضرت زهرا(س) است "، توضيحش اين است. در درون فضاي آسمانها و زمين در درون مُلْکُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ آن قسمتي که براي دنيا ميخواهد تصميم گيري شود - به لحاظ شب بودن- حضرت زهرا(س) آنجا را آراسته ميکنند. ايشان آنجا را آماده ميکنند و سپس فرزندشان امام زمان(عج) را به آنجا دعوت ميکنند وميفرمايند: "مهدي جان! اي کسي که مجراي مُلْکُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ هستي! اي کسي که مجراي ملک الله در محدوده آسمانها و زمين هستي، در ليلةالقدر بيا، در اين قسمت از حيطه ملک که من برايت آماده کردهام بيا". امام زمان(عج) آنجا تشريف ميبرند. در آنجا چه واقع ميشود؟ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ. ملائک از اطراف و اکناف آسمانها و زمين در آنجا جمع ميشوند. درست است که بر کل دنيا احاطه دارد و از لحاظ زماني يکسال دنيا را پر ميکند، ولي از جنبه برزخي اينطور نيست. از جنبه برزخي انسان، هم ميتواند در شب قدر برود و هم ميتواند اوقات ديگر در جاي ديگر باشد. قسمتي يعني ليلة القدر از زمانهاي برزخ را به خودش اختصاص ميدهد، قسمتي از ماجراهاي برزخ را به خودش اختصاص ميدهد. در ليلةالقدر ملائک جمع ميشوند و در فضايي که مملو از ملائک است و خداوند آن فضا را با ملائک آذين کرده، ناگهان حضرت زهرا(س) تشريف ميآورند يعني فاطِرُ السَّمواتِ وَ اْلأَرْضِ برنامه ملک خداوندي را از ملکوت به برزخ ميآورند و تحويل امام زمان ميدهند. تمام امور از بالا به سمت پايين ميآيد. ما ميگوييم که امور نازل ميشود يعني از عوالم بالاتر به عوالم پايين تر آورده ميشود. در اينجا اين سؤال مطرح ميشود که چه کسي امور را از ملکوت به آسمانهاي برزخي ميآورد؟ مَلِک ملکوت، "وجه ملکوتي امور" را به برزخ نازل ميکند، يعني از جنس برزخ ميکند و در آسمانهاي برزخي ميآورد و تحويل مَلِک آسمانها و زمين ميدهد. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 10:24  توسط محبان فاطمه (س)
|
بسم الله الرحمن الرحیم .محمد بن القاسمبنعبيد
معنعنا عن أبيعبدالله(ع) أنه قال: "إِنَّا
أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ"،
"الليلة" فاطمة و "القدر" الله، فمن عرف فاطمة
حق معرفتها، فقد أدرک
ليلةالقدر و إنما سميت فاطمة لأن الخلق فطموا عن
معرفتها أو من معرفتها و قوله" وَ ما أَدْراکَ
ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ
مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ "يعني خير من ألف مؤمن و هي "أمالمؤمنين".
" تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِيها "
و الملائکة، المؤمنون الذين يملکون علم آلمحمد
ص و الروحالقدس، هي فاطمة ع" بِإِذْنِ رَبِّهِمْ
مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِيَ حَتَّي مَطْلَعِ
الْفَجْرِ" يعني حتي يخرج القائم ع
امام صادق(ع) در مورد آية" إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِالْقَدْرِ" فرمودند: منظور از "الليلة"(شب)، فاطمه(س) و "الْقَدْر"(قدر)، خداوند متعال است پس هر کس معرفت به حضرت زهرا (س) پيدا کند، آنگونه که حق آنست، بدرستي که شب قدر را درک خواهد کرد و همانا که ايشان "فاطمه" ناميده شدند به خاطر آنکه مردم از کُنهِ معرفت ايشان باز داشته شدند، و آية " وَ ما أَدْراکَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ " يعني ايشان از هزار مؤمن بهتر و برترند، زيرا که ايشان "أمّ المؤمنين" (مادرِ مؤمنان) هستند. " تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِيها " ، ملائکه، مؤمناني هستند که داراي علم آلمحمد(ص) هستند و"الروح القدس"، فاطمه (س) است."بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِيَ حَتَّي مَطْلَعِ الْفَجْرِ"يعني تا وقتي که قائم (عج) قيام کند./ تفسيرفرات کوفي ص581 مختصر بصائر: ابو بصير گفت در خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم صحبت از امام شد هنگام تولد و اينكه در شب قدر روح بر او نازل مى شود عرضكردم فدايت شوم مگر روح همان جبرئيل نيست فرمود جبرئيل از ملائكه است و روح موجودى بزرگتر از ملائكه است مگر خداوند در اين آيه نمى فرمايد تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ. / بخش امامت-ترجمه جلد هفتم بحار الانوار، ج3، ص:
قال على(ع): و كانت فاطمة(س) لا تدع احدا من اهلها ينام تلك الليلة - ليلة القدر - و تداويهم بقلة الطعامو تتاهب لها من النهار و تقول: محروم من حرم خيرها. / دعائم الاسلام، ج 1: 282. حضرت امیرالمومنین على(ع) فرمودند: فاطمه(س) نمى گذاشت كسى از اهل خانه در شب هاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم مى داد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مى شد و مى فرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد. امام صادق عليه السّلام فرمود: در شب نوزدهم ماه رمضان تقدير و در شب بيست و يكم قضا، و در شب بيست و سوّم ابرام حوادث و وقايعى است كه تا چنين شبها از سال آينده رخ مى دهد. و خداى عزّ و جلّ قادر است كه هر چه بخواهد در باره خلق خود انجام دهد. و رفاعه از آن امام عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود: شب قدر اول سال و آخر آن است. / من لا يحضره الفقيه-ترجمه غفارى، ج2، ص:
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۰ساعت 9:51  توسط محبان فاطمه (س)
|
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 ساعت 10:25 شماره پست: 37
بسم الله الرحمن الرحیم .حضرت محمد (صلی الله علیه وآله ) در هفدههم ربیع الاول در سرزمین حجاز بدنیا آمد. همزمان با میلاد این منجی بشریت حوادث فوق العاده ای به وقوع پیوست که علماء و منجمان وقوع ان را نشانه ظهور پیامبر آخرالزمان میدانستند من جمله : کنگرهای کاخ کسری (پاشاه ایران)فروریخت .دریاچه ساوه خشک شد. آتشکده فارس به خاموشی گراییدو... در 16 سالگی با عموی خود ابوطالب در سفر تجارتی به شام رفت. راهبی نصرانی به نام بحیراء در خواب دید که پیامبر آخر الزمان در دیر او مسکن خواهد گزید فردا با کنکاش در میان کاروانیها حضرت محمد (ص) را که جوانی زیبا ونورانی ملاقات کرد واز مشاهده آثار کرامت وبزرگی متوجه که این نوجوان تعبیر خواب دوشین است واز او اجازه خواست تا از سیمای نورانیش نقاشی بکشد . پیامبر در عالم ارواح نبی بر تمام انبیاء بود .تمام مصائب انبیاء واولیاء ومومنین بر پیامبر وارد شده .بلای بچه های پیامبر اول بلای پیامبر بود .ابراهیم را به بلای فرزند مبتلا کرد ولی قربانی نشد اما حادثه عاشوراء یکی از بلاهای پیامبر بود . یکی از القاب پیامبر طه بود . چون بر اثر عبادت زیاد رنگش زرد شده بود خدا فرمود : طه* ما انزلنا علیک القران لتشقی*طه ما قران را خلق نکردیم که توبه رنج ومشقت افتی. امیرالمومنین (ع) : خداوند هیچ موجودی را بهتر ازحضرت محمد(ص) خلق نکرده است .علم پیامبر علم جمیع انبیاء باضافه علم ماکان وعلم مایکون علم انچه تا قیامت اتفاق افتاده است . خدا از اخلاق پیامبر با عظمت یاد می کند * انک علی خلق عظیم * در جنگ احد صورت وپیشانی وسینه اشان خون آلود شد .اصحاب گفتند :نفرینشان کنید فرمود من برای نفرین کردن خلق نشدم برای رحمت مبعوث شدم دندانش را شکستند باز دعاشان کرد . روز فتح مکه همه مشرکان را شرمنده کرد. دیدند پیامبرگریه می کند .فرمود :آیا کاری بود که برعلیه من نکرده باشید? بروید که شما آزادید امروز ملامتی ومجازاتی نیست .گفتند :جبران می کنیم چه روزی جبران کردند در کربلا.
حتی درآخرین لحظات عمرشان نگران سرنوشت امتش بود .خدا فرمود: *و لسوف يعطيك ربك فترضي * روز قیامت ( آنقدر از گناهان امت تو می بخشم )تا راضی شوی . ابن مسعود خواست با پیامبر حرف بزند بریده بریده حرف میزد او را بغل کرد وگفت راحت باش من یک بنده هستم مثل شما. سلمان فارسی افتاد پای پیامبر فرمود: چرا کاری می کنی که مردم با سلاطین می کنند؟ همان طورکه خدا با بندگانش با رحمت وعطوفت برخورد می کند حتی نازشان را می کشد *من ذا الذي يقرض الله قرضا حسنا فيضاعفه له* برای تحریک صفت ببخش چرا که او بی نیاز است . ما به اومحتاج اوبه ما مشتاق . در جنگ بدر دشمنان قدیمی پیامبر را اسیر کرده بودند وقتی جلوی پیامبر رد شدند پیامبر لبخند زد گفتند : حق داری بخندی فرمود :خنده ام خنده تمسخر نیست بخاطره اینکه دارم بازنجیر شما را به سوی بهشت میبرم یک یهودی به مسلمانان خواندن یاد می داد چند روز نیامد گفتند در حال احتضاراست .به عیادتش رفت به اوشهادتین گفت: از پدر ومادرش خجالت می کشید و هر وقت بهوش می آمد دوباره پیامبر تکرار می کرد پدر ومادرش اجازه دادند مسلمان شود تا شهادتین گفت از دنیا رفت .فرمود: دست به او نزنید تا مسلمانان بیایند واورا در قبرستان مسلمانان دفن کنند. پیامبر از جنازه یک یهودی که آخر عمر مسلمان شده نمی گذرد و همراهیش می کند شما که مسلمانید و در مجلس عزای حسینش شرکت می کنید وبچه هایش را دوست دارید رها می کند؟ فرمود :* قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى *من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نميكنم جز دوست داشتن نزديكانم . که این دوستی هم باز برای خودمان است مثل معلم که به شاگردان بگوید درس بخوانید اگر مرا دوست دارید و این درس خواندن برای خودشان هست . روزی به سلمان فرمود : پنج کار است که تا آخر عمر انجام میدهم : الان این همه توهینی که به پیامبر در غرب وامریکا می کنند بر اثر گسترش اسلام درآنجا است .پرفروشترین کتاب بعد از حادثه11 سپتامبر در امریکا قران بود . پیامبر فقط یک چیز ازما میخواهد که دستمان را از دستشان رها نکنیم وبا بندگی خودمان بدرگاه الهی یاریشان کنیم . " گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند ... نگاه دار سر رشته تا نگه دارد "
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۰ساعت 12:34  توسط محبان فاطمه (س)
|
نوشته
شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 ساعت 23:4 شماره پست: 36
بسم الله الرحمن الرحیم. سوالی که در ذهن مسلمانان خصوصا غیر عرب وجود دارد این است که چرا قران عربی نازل شد یا چرا باید عبادات ما به عربی باشد ؟چرا نباید هرکس به زبان خودش عبادت کند؟ از جمله اوصاف قرآن کريم توصيف به “عربي” است.
"عربي" يعني کسي که کلامش فصیح است و اعراب به معناي بيان مي باشد. در پاره اي از آيات قرآن لفظ عربي همراه با اعجمي به کار رفته و در مقابل آن قرار گرفته است. اعجام در فرهنگ عرب به معني غیر عرب وغیر فصیح وبلیغ است (اسلام خواسته است مسلمانان سراسر جهان به صورت یک ملت و امت واحد زندگی کنند، به ویژه از نظر سیاسی و اقتصادی، یک واحد بزرگ سیاسی و اقتصادی در سراسر جهان باشند تا بتوانند استقلال، عزت و اصالت خود را حفظ کنند. خوب دقت کنید: اگر قرار شود مثلاً در مساجد انگلستان، مردم به زبان انگلیسی نماز بخوانند و در ایران به زبان فارسی و در ترکیه به زبان ترکی و در مساجد حجاز به زبان عربی، یک مسلمان اهل انگلیس یا ایران هنگامی که به حجاز مسافرت می کند و به یکی از مساجد وارد می شود خود را کاملاً غریبه احساس می کند. حتی در کشورهایی که اهالی آن دارای گویش های مختلفی هستند و یا لهجه های متفاوتی برای یک زبان وجود دارد، باز این مشکل وجود داشت.
علاوه بر مطلب بالا، مسئله نماز جماعت و نماز جمعه است . امام نماز را به چه زبانی بخواند تا برای مأمومین مفهوم باشد؟ به زبان عربی، ترکی، فارسی، انگلیسی و یا ... یا در مراسم بزرگ حج چه باید کرد؟ هر سال صدها هزار نفر مسلمان در ایام حج واجب ، در مکه و مدینه دور هم جمع می شوند. آن جا نمازها را با چه زبانی بخواند؟
قبول داریم که بهتر است نماز به زبان عربی خوانده شود و مسلمانان باید آن
را فراگیرند. اما همه مسلمانان نمی توانند معنای جملات نماز را یاد بگیرند. نمازگزاری که
نماز می خواند ولی معنای جمله هایی را که می گوید نمی داند، نمازش
ناقص است. می توان گفت ؛ نمازش بدون روح و حالت نیایش است. زبان حضرت آدم عربی بوده وآن زبان اهل بهشت است و وقتی پروردگارش را عصیان کردخدا زبان اورا به سریانی مبدل کرد.. و بعد از مرگ هم از شب اول قبر تا قیامت هم با زبان عربی انسان را مورد خطاب قرار می دهند .
زبان عربی قابلیتهای فصاحت وبلاغت دارد که که هیچ زبان دیگری ندارد به همین دلیل است که هیچ گاه نمی شود ترجمه کاملی از قرآن به زبان های دیگری به عمل آورد . زبان عربی سخت ترین زبان دنیا است در فرموده: انا انزلنا قرانا عربیا لعلکم تعقلون یکی از اعجازهای قران عربی بودن آنست زیرا فصاحت وبلاغت آن بحدی است که نیاز به تفکر وتعقل زیاد دارد حتی خود عربها هم قواعد عربی را بصورت کامل نمیدانند وقبل از نزول قران قواعد آنرا رعایت نمیکردند والان هم نمی توانند آیه ای مثل آن را بیاورند .هر آیه قرآن با وجود لفظ واحد معنای زیادی دارد وهمه معناهای آن صحیح ومعتبر هستند وتمام نشدنی وگفته شده در آخر الزمان قران بصورت کامل ترجمه وتفسیر میشود .
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم *رادیو قران
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 12:39  توسط محبان فاطمه (س)
|
نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387 ساعت 12:19 شماره پست: 35
بسم الله الرحمن الرحیم . خداوند در قران فرموده :ادعونی استجب لکم بخوانید مرا تا استجابت کنم شمارا .این خواندن همان دعا میباشد .اما دعا چیست وچگونه باید دعا کرد؟ دعا بهترین وبرترین عبادت ، کلید رستگاری، گشاینده رحمت ،سلاح انبیاء ومومن و دفع کننده قضا وقدر است. ودر قران بمعنی تسبیح، پرستیدن، آواز دادن ،یاری خواستن، پرسیدن و خواستن آمده است . بقول استادشهید مطهری:دعا هم طلب وهم مطلوب ،هم وسیله وهم مقصد وهم مقدمه وهم غایت است.
خدا بسیاری از مسائل را که با دعا حل میشود بدون دعا هم قادر است انجام دهد ولی از طریق دعاجنبه تربیتی دارد .در دعا برکتی هست که انسان به خدای خود نزدیک میشود دعا مخ العبادة هیچ عبادتی مثل دعا نیمشود چون در دعا انسا ن کاملا حضور قلب دارد و میداند چه میگوید حجابی میان او وخدایش نیست وبهترین دعا آنست که از قلب پاک و اندوهناک صادر شود افضل ترین آن دعاهای قرانی ودعای پیامبران وامامان (علیهم السلام)میباشد. دونفر یکی درحال قران خواندن بود ودیگری در حال دعا شخصی از امام صادق (ع) پرسید:کدام خوب است فرمود :هر دو گفت :کدام افضل تر است ؟فرمود: به خدا سوگنددعا عبادت وافضل است وسخترین عبادات است.در قران 25 بار واژه دعا آمده* ادعوا ربکم تضرعا وخفیة * با تضرع وخشوع بخوانید نه با حالت طلبکارانه وشک وتردید عده ای که انس ندارند خدا را امتحان میکنندبخوانیم ببینیم چه میشود؟ یا من با خدا قهرم فلان حاجتم را برآورده نکرد . خدابه حضرت داوود فرمود:اگر کسی بخواهد مرا تجربه کند مستجاب نمی کنم .یکی از بچه های ایت الله بهاءالدینی مریض شد دکترها جواب کردند آقا را خبر کردند آمد بلای سر بچه نشست وگفت :خدایا ما چقدر بیچاره ایم بچه بلند شد نشست وطلب غذا کرد این یعنی انس بالله .دعا کننده دست خالی از درگاه خدا برنمی گردد .اجیب الدعوة الداع اذا دعان : یا عین خواسته او برآورده میشود اگر مصلحت باشد یا عوضش را به او میدهد اگر مصلحت نباشد یا بلای را از او دفع خواهد کرد امام حسین (ع)فرموده: عاجز ترین مردم کسی است که از دعا عاجز باشد شبی پدر علامه مجلسی بعد نماز حالی به اودست داد که حس کرد اگر دعایی کند قبول میشود ناگهان صدای فرزندم در گهواره بلند شد.دستم را بالا بردم وگفتم :خدایا بحق محمد وآل محمد (ص) این کودک را مروج دین وناشر احکام محمد وآلش (ص) قرار بده وتوفیقات سرشار به او عنایت کن وشد علامه مجلسی صاحب کتاب 110 جلدی بحار الانوار. علرغم اصرار جدایی دین از سیاست الان مسوولان ایالت ویرجینیا طی بخشنامه ای بدلیل افزایش روزافزون جنایت در مدارس امریکا به اموزش وپرورش دستور داده اندهرروز یک دقیقه اول شروع مدرسه به سکوت ودعا بپردازند. چهارنوع دعا داریم: 1-دعایی که اجابتش مصلحت نباشدگاهی از عواقب دعا اگاهی نداریم خدادر سوره یونس فرموده: اگر دعااورا استجابت کنیم ایشان زود هلاک خواهند شد 2- مصلحت در تعجیل است .دعا کننده باید تعجیل وتاخیر استجابت را به خدا واگذار کند 3- مصلحت در تاخیر است گاهی بسبب گناهان باید بر دعا مداومت کرد تا آثار گناه بر طرف شود 4- مصلحت خداوند است که اجابت سالها طول بکشد از طریق دعا به مقاصدی میرسید که در غیر دعا نیست اگر مستجاب هم نشود عبادتی برایش ثبت میشود در آخرت در دفترحسابش از ثوابهای عظیمی که انجام نداده می پرسد پاسخ میدهند این ثواب دعا هایی است که برآورده نشد می گوید کاش هیچ حاجتی را برآورده نمی کردید خلاصه دعا استجابت نمیشود چون الف: استجابت آن خلاف مصلحت ما است و ما خود خبر نداریم. ب: دعای ما توقع بیجا و بیمورد است ج: دعای ما موانعی دارد مثلاً غیر مشروع است یا ما اهل غیبت و حرام خواری و دیگر گناهان از این دست هستیم د: دعای ما مستجاب نمیشود تا بیشتر به حضرت حق روی آوریم و این عامل تکامل ما می باشد. دعا را با بسم الله الرحمن الرحیم و صلوات بر محمد وآل محمد آغاز کنید وحمد واستغفار وبا صلوات پایان برسانید قبل از خود برای فرج صاحب الزمان (عج)ودیگران دعا کنید بهترین حالت با وضو در سجده وقنوت نماز میباشد با هر زبان که خواستید بهترین جا مکانهای مقدس مسجد وزیارتگاه ها بهترین زمان سحر وقت باران واذان اول محرم ماه های رجب شعبان ورمضان وشبهای قدر نماز عید قربان وفطر وروز عرفه میباشد. التماس دعا اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 16:46  توسط محبان فاطمه (س)
|
نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 11:18 شماره پست: 34 بسم الله الرحمن الرحیم. روزی خداوند به حضرت موسی فرمود:شکر مرا بجا بیاور موسی گفت :من چگونه شکر ترا بجا بیاورم من نمیتوانم خدا فرمود :همین قدر که بگویی من نمیتوانم واظهار عجز کردی شکر است .همین شکر کردن هم توفیقش وزبانش همه از خداست . شکر سه نوع است اول: شکر قلبی یعنی همه نعمتها را از خدا بداند برای خودت استقلال مادی ومعنوی قائل نشود قارون وسلیمان هردو غنی بودند ولی قارون می گفت: مال من است با علم خودم بدست آوردم ولی سلیمان می گفت : "هذا من فضل ربی" دوم:شکر زبانی گاهی در مقابل نعمتهای میگوییم هزار مرتبه شکر ولی با این عدد شکر را محدود میکنیم واین در حالی است که ما نمیتوانیم ارزش نعمتها رامحاسبه کنیم بهترین شکر این است که بگویید" الحمدلله رب العالمین کماهو أهله " حمد ستایش خدا را انگونه که شایسته اوست .آمده است فرشتگان قادر به نوشتن ثواب آن نیستند و به خداوند واگذار می کنند سوم:شکرعملی یعنی نعمتها را در مسیر خودش استفاده کنیدمثلا با چشمت قران بخوانی به نامحرم نگاه نکنی وبا گوشت قران گوش بدهی غیبت و موسیقی حرام گوش نکنی با زبانت حرف نیکو بزن بین دو نفر را صلح بده غیبت تهمت و تمسخر نکن روزی هشام با امام کاظم (علیه السلام) سوار برمرکب از کوچه ای میگذشتند ناگهان امام پیاده شد وسر بر سجده گذاشت وسجده طولانی کرد هشام پرسید چه شد ؟ فرمود یاد یک نعمت افتادم نخواستم تا رسیدن به خانه صبر کنم . بعضی از گناهان نعمتها (که تنها مادی نیست نعمت امامت ، ولایت،سلامت ، حضور قلب )را از ما میگیرد در دعای کمیل داریم اللهم "اغفرلی الذنوب التی تغیرالنعم" از امام سجاد (علیه السلام)پرسیده شد :چه گناهانی نعمت را میگیرد ؟فرمود: 1-ظلم به مردم وکسانیکه زمینه گناه وشر بسازند مثل کم یا گران فروشی ،بدحجابی... 2 - ترک شکر 3-کفران نعمت 4-ترک امر به معروف ونهی از منکر درقران امده *لئن شکرتم لأزیدنّکم* من شکر فانما یشکر لنفسه* امام رضا(علیه السلام )آمدند .نفر اول خواسته خود را مطرح کرد ونفر دوم گفت :که برای زیارت آمده وبا امام احوال پرسی کرد .ظرف انگوری مقابل امام بود دانه انگوری برداشتند وبه نفر دوم داد او بسیار تشکر کرد وگفت:این دانه را میبرم در آب میاندازم وبرای تبرک به خانواده ام میدهم .امام دست کرد یک خوشه به اوداد دوباره تشکر کرد .امام ظرف انگور را به او داد تشکر کرد گفت: همان خوشه کافی بود .امام دست به زیر زیرانداز خود برد وسند باغ انگور را به اوداد بسیارتشکر کرد .این یعنی اینکه امام از احوال ما آگاهست گاهی انگیزه رفتن به حرم ائمه (علیهم السلام)گرفتن حاجات خود ودیگران میشود در حالیکه باید به نیت زیارت خود امام رفت ودیگر اینکه در مقابل بخشش ونعمتهای کوچک هم باید شکر کرد تا زمینه دریافت نعمتهای بزرگ ایجادشود
خدا هم با بندگان همینطور برخورد میکند وگله میکند از کم شکری *قلیلا من عبادی شکور*قلیلا ماتشکرون* ما فقط نگاه میکنیم چه نداریم اما نعمتهای موجود را فراموش می کنیم وتا از دستشان ندهیم ارزششان را درک نمی کنیم .شکر که نمیکنیم هیچ گله هم داریم دعای حضرت سلیمان درقران آمده* رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی وعلی والدی * اوزعنی یعنی :خدایا توفیق وقدرتی بده وبه بمن الهام کن تا شکر نعمتی که بخودم و والدینم دادی بجا بیاورم چون وجود ما از والدین است اگر انها نبودند ما هم نبودیم اگر کار سلامتی ودین نداشتند به اینجا نمیرسیدیم. این قطعه که زبان حال حضرت زینب (سلام علیها) در روز اربعین را به درخواست مادرم به شما تقدیم می دارم: روم چگونه برادر سوی وطن بی تو بود وطنم کلبه حزان بی تو زشام آمده ام میروم بسوی حجاز بود حجاز سراسر چه شام من بی تو پی تسلی جانم برآر سر زلحد که جان قرار نگیرد به ملک تن بی تو اجل کجاست بگیرد زلطف جان مرا که جان قرار نگیرد به ملک تن بی تو السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۰ساعت 12:5  توسط محبان فاطمه (س)
|
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 ساعت
0:25 شماره پست:33
بسم الله الرحمن الرحیم .حادثه کربلا بانکه زمان کوتاه بود عده محدودی در ان شرکت داشتند چرا 14 قرن است که درتمام جهان جاودان مانده است ؟ دلیل آن فرهنگ عاشورا است .ائمه علیهم السلام میفرمایند: همه ما سفینة النجاة هستیم اما کشتی امام حسین (ع) گسترده تر وسریعتر است .اهل البیت پیوسته به زیارت امام حسین (ع) سفارش میکردند که آثار دنیوی و اخروی وثوابهای بی نظیر وعجیب دارد . اخرین آیه سوره قمر* ان المتقین فی جنت ونهر*فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر* امام صادق (ع)فرمود :که یکی ازمصادیق این ایه زائرین قبر ابا عبدالله (ع) هستندکسانی که با معرفت ایشان را زیارت میکنند ومن محدثی الله هستند یعنی کسانی که در عرش با خدا حرف میزنند. کسی زیارت کند قبر امام حسین (ع)چهار هزار ملائکه هنگام امدن به استقبالش میروند وهنگام برگشت بدرقه اش می کنند اگرمریض بشود عیادتش می کنند بعد از مرگ اورا تشیع می کنند ودر قبر تازمان قیامت برایش استغفار می کنند خدا خطاب به زائرمیفرماید: غصه نخور حوائجت را برطرف وروزیت را تامین میکنم. حضرت فاطمه علیها السلام هنگام جان دادن کنارشان می آید وبرایشان طلب مغفرت می کنند خود حضرت بدیدنش می آید روزی که مردم در محشر حاضر میشوند زوار امام حسین (ع) در بین آنها صاحب فضل هستند. امام صادق (ع)میفرماید:سجده بر تربت امام حسین (ع) حجاب های هفتگانه را از بین میبرد. وخودشان همیشه کیسه از تربت بهمراه داشتند.
روضه امام حسین از ابتدای خلقت بود جبرئیل روضه کربلا را برای حضرت آدم خواند واو گریه کرد.(برای تمام پیامبران) هنگامی که حضرت ابراهیم هاجر واسماعیل را در آن بیابان خشک و سوزان تنها گذاشت تنها یک دعا کرد خدایا قلب مردم را بسوی آنها جذب کن .نگفت :برایشان آب غذا فراهم کن الان هرچه زائر به مکه میرود تا تمام حرکات هاجر را بین صفا ومروه ،ذبح جایگزین انجام ندهند حجش قبول نیست چطور ماندگار شدند اما امام حسین (ع) ذبح واقعی 72 قربانی را انجام داد وفاصله بین خیمه وقتلگاه را دوید چرانباید ماندگار شود" ومن یعظم شعائر الله" شعار الهی باید تجلیل شود. در روایات آمده سرزمین کربلا افضل از کعبه است . امام رضا(ع)فرمود محرم ماهی است که در جاهلیت جنگ را حرام میدانستند اما در ماه محرم مسلمانان امام را کشتند .امام حسین (ع) دلایل خود را از آمدن به کربلا در نامه ای به مردم بصره اینچنین بیان میکند:
اول :سنت پیامبر مرده یکی ازسنت پیامبر ولایت امیر المومنین بود *علی مع الحق والحق مع علی * من کنت مولی فعلی مولاه* در سقیفه زیر آن زدند قرانی که حضرت علی با شان نزول جمع آوری کرد رد کردند کجا سنت پیامبر عمل کردند دوم:مودت فی القربی یک سنت دیگر بود اما باحضرت فاطمه(ع) وامام حسن(ع) چه کردند 30هزار نفر مقابل امام حسین (ع)ایستادند سوم:در دین بدعت گذاشتند امام فرمود:اگر بدنبال من بیاید من شما را هدایت میکنم راه نجات ولایت پذیری است.
قیام امام حسین (ع)از دیدگاه اندیشمندان غیر مسلمان . طوماس، مان متفكر آلماناگر بين فداكارى مسيح و حسين (ع) مقايسه شود،
حتما فداكارى حسين پر مغزتر و با ارزشتر جلوه خواهد نمود . زير مسيح روزى كه آماده براى فدا شدن گرديد زن و فرزند نداشت و در فكر آنان نبوده كه بعد از او به چه سرنوشتى دچار خواهند آمد . امام حسين (ع) زن و فرزند داشت و بعضى از آنها كودك خردسال بودند و احتياج به پدر داشتند
. ماساريك، توماس كشيش متفكر اروپايىگرچه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح مردم را متاثر مىسازند، ولى آن شور و هيجانى كه در پيروان حسين (ع) يافت مىشود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد . گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابر مصائب حسين مانند پر كاهى است در مقابل يك كره عظيم پيكر ايروينگ، واشنگتن مورخ آمريكايىدر زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روى ريگهاى تفديده عراق، روح حسين فناناپذير است ; اى پهلوان، و اى نمونه شجاعت واى شهسوار من، اى حسين! جوزف، رينو متشرق فرانسوى و مؤلف كتاب اسلام و مسلمينشيعه دين خود را با شمشير پيش نبرده، بلكه با نيروى تبليغ و دعوت پيشرفت كرده و اهتمام آنها به برگزارى مراسم سوگوارى موجب شده كه تقريبا دو ثلث مسلمانان و بلكه جماعت از هنود و مجوس و ساير مذاهب نيز با آنان در عزاى حسين (ع) شركت كنند گاندى، مهاتما رهبر انقلاب بزرگ هندوستانمن زندگى امام حسين (ع) آن شهيد بزرگ اسلام را به دقتخواندهام و توجه كافى به صفحات كربلا نمودهام، بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستى از سر مشق امام حسين (ع) پيروى كند ديكنس، چارلزاگر منظور امام حسين (ع) جنگ در راه خواستههاى دنيايى خود بود، من نمىفهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند . پس عقل چنين حكم مىكند كه او فقط به خاطر اسلام فداكارى كرد
. كارلايل، توماس دانشمندى بزرگ انگليسىبهترين درسى كه از تراژدى كربلا مىگيريم اين است كه، حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند . آنان با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددى در جايى كه حق و باطل روبرو مىشوند اهميت ندارد . پيروزى حسين با وجود اقليتى كه داشت موجب شگفتى من است . اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم منبع دیدگاه اندیشمندان: حوزه
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۰ساعت 12:5  توسط محبان فاطمه (س)
|
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387 ساعت 19:4 شماره پست: 32
بسم الله الرحمن الرحیم .سیده نفیسه، دخترحسن انورفرزند زید بن حسن بن علی (ع) یکی از زنان عارف و صاحب کمال و حافظ قران بود که در عبادت بسیار می کوشید . روزها روزه می گرفت و شب ها به عبادت و راز و نیاز می پرداخت. از آنجا که ثروت فراوانی داشت به بیماران و نیازمندان کمک می کرد تا به آن حد که برای خود هیچ باقی نماند. وی سی بار به حج و زیارت خانه خدا مشرف شد که بیشتر این سفرها با پای پیاده بود. سیده نفیسه، سالی با همسرش اسحاق مؤتمن (پسرامام صادق علیه السلام) از مدینه منوره به زیارت حضرت ابراهیم خلیل (ع) در بیت المقدس مشرف شد و در برگشت از مدینه به مصر آمد ودر منزلی سکنی گزید. در همسایگی آنها دختری نابینا و یهودی زندگی می کرد. روزی به آب وضوی سیده نفیسه، تبرک جست و بینایی چشمهایش را باز یافت. از این رو بسیاری از یهودیان اسلام آوردند واهل مصر به او اعتقاد عجیبی پیدا کردند و از او خواستند که در مصر بماند. وی تقاضای مردم را پذیرفت و مردم نیزاز محضرش برکات فراوانی را مشاهده نموده و استفاده های بسیاری از آن بردند . بعد از رحلتش همسرش بر آن شد تا جنازه او را از مصر به مدینه منتقل کند اما مردم مصر تقاضا کردند تا او را در سرزمین آنان دفن کند تا از قبرش برکت جویند. اسحاق امتناع ورزید ولی شب هنگام رسول اکرم(ص)را در خواب دید که به او فرمودند: ای اسحاق ! نفیسه را نزد مردم مصر بگذارتا برکت بر آنان نازل شود.( سفینه البحار،ج2،ص604) از این رو جنازه آن بانوی متقی درمصر در همان قبری که خود تدارک دیده بود و بسیار در آن ختم قران کرده بود وبسیار نماز به پا داشته بود به خاک سپرده شد .(به برخی نقلها هزار و نهصد بار قرآن را ختم کرد) به بانو نفیسه تعدادی از کرامات و برکات نسبت داده می شود . او بانوی پاک و پاکیزه ای بود که به بیماران شفا می داد. او دارای مقام و مزاری است که هم اکنون در بخش دارالسباع بین قاهره و فسطاط مورد زیارت مردم قرار دارد. او در سال 145 ه.ق در مکه مکرمه متولد گردیده و در مدینه منوره پرورش یافت، با زهد ، تقوی، ورع و پارسائی موصوف گردیده و همراه والد خویش به حجره نبوی وارد می گشت . سیده نفیسه بانویی بود که حافظ قرآن ، قاری قرآن و مفسر قرآن بود . در طول عمر همیشه روزه دار بود و فقط در ایام دو عید افطار می نمود. به علت کراماتی که داشت فشار و اصرار مردم برای زیارت او بسیار گشت به طوری که عرصه به او تنگ شد واز پی گیری عبادات و رسیدگی به نیازهای شخصی متعذر گردید. بنابراین تصمیم گرفت به مدینه بازگردد. مردم مصر به او توسل جستند و التماس نمودند تا در آنجا بماند و حاکم مصر در این مورد مداخله نمود و مقرر شد که خانه ای در خارج از شهر در محل دارالسباع به بانو نفیسه اختصاص دهند و زیارت و دیدار مردم فقط در دو روز شنبه و چهار شنبه صورت پذیرد تا او بتواند به عبادات و راز و نیازهای خود برسد .( تاریخ ابن خلدون)
آن بانوی مکرمه قبری را با دست خویش ساخته و پیوسته به داخل آن می رفت . نماز می خواند و قرآن تلاوت می کرد تا اینکه در ماه مبارک رمضان سال 208 ه.ق به دیدار دوست شتافت.وی هنگام احتضار روزه بود . از او خواستند که روزه اش را افطار کند. فرمود:«عجبا سی سال تمام از خدا خواسته ام که در حال روزه از دنیا بروم حال که نزدیک است از دنیا بروم و به آرزوی خود برسم افطار کنم؟ » آن گاه شروع به تلاوت سوره انعام نمود و همین که به آیه شریفه « لهم دارالسلام عند ربهم» رسید از دنیا رفت.(تحفه الاحباب ص 393 )
شرح کامل در این سایت :http://www.hawzah.net
نذر به سیده نفیسه مجرب است .(که بهتر است نذر، خواندن قرآن ولو یک
سوره ، ختم صلوات ، ونقدی هم کمک به نیازمندان باشد ) برای نذر باید صیغه خواند
همه مراجع: نذر صيغه خاصى دارد؛ براى مثال شخصى در مورد شفا يافتن بيمارىاش نذر مىكند كه مبلغى به فقير بدهد؛ پس چنين مىگويد: «اِنْ شَفَى اللَّهُ مَرَضى فَلِلَّهِ عَلىَّ اَن اُعْطِىَ الْفَقيرَ كَذا». البته لازم نيست به عربى بخواند. همين اندازه كافى است كه بگويد: اگر بيمارى من شفا يابد، براى خدا بر عهده من است كه فلان مبلغ را به فقير بدهم.
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد ۱۳۹۰ساعت 11:15  توسط محبان فاطمه (س)
|
|