![]()
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 11:3 شماره پست: 46
بسم الله الرحمن الرحیم. رسول الله (صلی الله علیه وآله) فرموده: « مع کل الفرحة ترحه » با هر خوشحالی دنیا یک ناراحتی سنجاق شده است. هر غذا را که خیلی دوست داشته باشی اگر 4 روز پشت سر هم بخوری حالت بهم میخورد. ابا عبدالله(ع) در لحظاتی که سخت ترین اتفاق هم از لحاظ جسمی عاشورا و هم از لحاظ روحی فکر ناموس بعد از عاشورا را داشت می فرمود :صبرا با بنی الکرام چیست این مرگ؟ مگر اینکه از این سختی وزندان راحت میشویدو بسوی نعمتهای دائمی میروید.کدام یک از شما اکراه دارد که از زندان سوی قصر برود ؟
امام صادق (ع): « دنیا همانطور است که تو نگاهش میکنی »اگر زیبا وبا دقت نگاه کنی زیباست واگر حرص بزنی و زشت ببینی دنیا همانطور میشود . گرگها در قحطی زمستان دور هم وروبروی هم و یک چشمی می خوابند . اگر دوتا چشمشان بسته شود بقیه میریزند وتکه تکه اش می کنند بعضی ها به دنیا اینگونه نگاه می کنند.
چند وقت پیش چندتا از دوستان بزرگوار به بنده توصیه کردند که فیلم مستند راز را ببینم . وقتی نگاه میکردم برایم آشنا بود میدانید چرا ؟ چون مرجع این مفاهیم از دین وکلام پیامبر(ص) وائمه (ع) میباشد و فقط آن را درقالب غربی به خود ما ارائه میدهند. درواقع از مفاهیم ومعانی دینی خیلی خوب استفاده کرده اند ولی نه برای دنیا وآخرت فقط برای دنیا چون هنوز هدف از خلقت را درک نکرده اند . هرکس با صفت خود به عالم می نگرد .یک کفش فروش وقتی به خیابان میرود .فقط به کفشها نگاه می کند.یک پزشک همیشه به چشم رنگ صورت نگاه می کند . امام علی (ع): « الدنیا متجر اولیاءالله » برای اینکه از لحظه لحظه دنیا برای پر سود ترین تجارت تاریخی خودش استفاده می کنند. یک سبحان الله بسیار بسیار تجارت بزرگی است . « رجال لا تلهيهم تجاره ولا بيع عن ذكر الله » مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات به خود مشغول نمىدارد . شخصی می گفت : روزی از خیابان رد میشدم دیدم اربابی غلام خود را بشدت کتک میزد .رفتم جلو گفتم :چرا بنده خدا را میزنی گناه دارد. گفت غلام خودم دوست دارم بزنمش غلام لبخندی زد . گفتم: چرا می خندی ؟ گفت دنیا اینطور هم نمی ماند .6 ماه بعد دیدمش لباس مرتب پوشیده رفتم جلو پرسیدم اربابت کو ؟ گفت : آزاد شدم . حالا میخواهم تشکیل زندگی بدهم .بعد ازمدتی دیگر او را دیدم.دوغلام در دوطرفش وعده ای پشت سر او حرکت می کنند گفتم :دیگه برای خودت ارباب شدی .گفت: دنیا اینطور هم نمی ماند. بعد ازمدتی در یک قسمت حکومتی امر ونهی میکرد گفتم : خیلی وضعت خوب شده ، رئیس شدی. گفت : دنیا اینطور هم نمی ماند مدتی بعد در شهر پخش شد که فرماندار شهر شده است. به فرمانداری رفتم .مامور دم در نگذاشت داخل بروم .گفتم برو به او بگو دنیا اینطور نمی ماند آمده .مامور رفت واجازه ورود داد .گفتم : دیگه بهتر ازاین نمیشود.گفت: دنیا اینطور هم نمی ماند.بعد سالیانی خبر فوتش دادند هنگامیکه وصیتنامه اش را باز کردند دیدند فقط یک جمله نوشته بود. دنیا اینطور هم نمی ماند. روزی سلطانی میخواست روی نگین انگشترش یک جمله عبرت آموز حک کند .مسابقه ای بین علما گذاشت وبرای زیباترین جمله هزاران سکه طلا پاداش در نظر گرفت .واین جمله انتخاب شد « این نیز بگذرد »خصوصیت دنیا اینست باید با بلا اینگونه برخورد کرد بااین شعر خودتان را راضی نگه دارید . دور گردون گر دو روزی برمراد ما نرفت دائما یکسان نماند حال دوران غم مخور اما انسان ناراضی می گوید : ای بابا برای ما که همیشه یکسان بوده ، همیشه توی سرما خورده هرچی سنگ پیش پای لنگه . روزی بازی فوتبال تمام شد.همه رفته بودند فقط یک نفر نشسته بود .مامور استادیوم آمد گفت:آقا بازی تمام شده میخواهیم ببندیم گفت دارم فکر می کنم 100هزار نفر دراین استادیوم نشسته یک کلاغ از بالای سر این صد هزار نفر رد بشه باید فضله اش بخورد توی سرمن .شایدقرار بود چیز بدتری بسرت بیاید با این بلای کوچک رد شده است. اگر متعادل با دنیا برخورد کنید دنیا فرصتهای طلاییش را بشما نشان خواهد داد. بعضی ها وقتی روی زمین راه میروند زمین نفرینشان می کند ومی گوید مرا به گند کشاندی مگر نیایی در آغوش من . یکی از عوامل فشار قبر انتقام زمین هست . وبعضی دیگر وقتی قدم برروی زمین می گذارند قسمتهای مختلف زمین به هم حسادت می کنند . آیا دنیا با ما راه می آید این را باید تو انتخاب کنی .اگر نظر تو اینگونه باشد همینطور میشود.امیرالمومنین (ع) می فرمایند: شدید ترین زمان سختیها نزدیکترین زمان فرج است.هر قدر سختی به تو فشار می آورد نگو ببین این اولش هست آخرش چی میشود .یا سالی که نکوست از بهارش پیداست .یا بعضی ها اول زندگی مشترک می گویند :ما هنوز عقدیم روزی دو و سه بار باهم دعوا داریم وای به حال بعدش .اتفاقا اول زندگی بد نیست باآرامش و رعایت ادب مشکلات وتفاوتهای فکری ورفتاری مطرح وحل شود. غم را درذهن خودتان را باسازی نکنید خدا کسانیکه را دوست دارد با منطق جراحی با انها برخورد میکند منطق جراحی اینست که یک درد بزرگ بهتر از هزار درد کوچک است.وقتی کلیه خراب است باید برداشته شود دیالیز فایده ندارد. بجای مرور غم شادیهای موجود را جایگزین کنید اگر چیزی را از دست دادید از جای دیگر مسیرتان را ادامه بدهید. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۰ساعت 7:35  توسط محبان فاطمه (س)
|
بسم الله الرحمن الرحیم. غم ونارضایتی تیرگی می آورد وغباری اطراف انسان را می گیرد که ارتباطش را با دیگران وخودش وخدا دچار مشکل می کند. آقای دولابی می فرمایند :اینکه گفته میشود مومن باید محزون باشد دلیل عقلی دارد .بدلیل اینکه احساس می کند هنگام مرگ در بعضی مسائل گیر داشته باشم یا سالهای زیادی از عمرش گذشته وهنوز نتوانسته دلیل خلقتش را پیدا کند .یا موقع ظهور، امام زمان (عج)از او گله داشته باشد . غم دنیوی غبار می آورد باید برطرف بشود . انسان احساس ناتوانی می کند اگر احساس رضایت نداشته باشد .حضرت موسی (ع) داشت از جایی رد می شدند دیدند پیرزنی خیلی با خدا زیبا حرف میزند و می گوید خدای من چگونه شکر ترا بجای بیاورم .رفت دید صدا از یک خرابه می آید یک پیرزن روی یک تکه حصیر نشسته و کور وفلج بود ویک کاسه آب کنار دستش گذاشته ،حضرت سلام کرد جواب داد : السلام علیک یا نبی الله .حضرت موسی فرمود : از کجا من را شناختی توکه چشم نداری ؟ گفت :دیگر شناختم . حضرت فرمود : یک سوال دارم شکر چه می کنی ؟ گفت : شکر میکنم که پایی ندارم که با ان پا خلاف مصالح خدا حرکت کنم ودر روز قیامت این پاها بر علیه من شهادت بدهند که این زن مرا به اینجا وآنجا برد .شکر می کنم که دستی ندارم که خلاف وظلمی بکنم . چشم هم ندارم که با آن معصیت کنم .شکر میکنم که زبانی دارم که با آن میتوانم حمد وشکرش را بگویم وگوشی دارم که می شنوم . اصلا احساس ناتوانی نمی کرد وچون احساس رضایت میکرد لذت میبرد . اما یک نفر یک خال روی دماغش در می آید زندگی را تعطیل می کند .
انسان تا وقتی راضی نیست خیلی اذیت میشود. یکی قدش بلند یکی کوتاه یک، چاق است یکی لاغر و.... باید زندگی کرد حتما یک فلسفه ای برای این صفات هست . وقرار است یک اتفاق مثبتی در زندگیش رخ دهد که اگر آن صفات را نداشته باشد آن اتفاق نمی افتاد .واین فرد چون احساس نارضایتی می کند فکر می کند ناتوان است .ناتوان نیستی ناراضی هستی .انسان خیلی قوی تر از پوست وگوشت واستخوان است که ما می بینیم این جسم قالب است که بزور ما را درآن جا داده اند. اگر بخواهی که تواناییهایت را به تو نشان دهند باید این قالب را رها کنی . حاج ملا مهدی سبزواری می گویند: حکیم یعنی کسی است که پی برد برای چه خلق شده است. حکیم کسی است که هر وقت خواست بتواند روحش را از بدنش جدا کند و دراین توانایی انسان وابستگیش به جسم کم است . انسان برای 5 جهت چپ وراست ، پشت وجلو ، پایین خلق نشده است. وانسان به تنها جهتی که توجه ندارد یا کم دارد بالاست. در حالیکه جهت اصلی بالاست . - انا لله و اناالیه راجعون - وبقول مولوی ما ز بالاييم و بالا مي رويم .هر انسانی که به بالا نگاه نمی کند ونمیداند که از بالا اورا نگاه می کنند بی تاب میشود. یکی از علما می گفت: انسان فطرتا هر چه نادان هم باشد مهمترین جهتش بالاست . 3 نوع بلا در دنیا داریم .که انسانی که اهل رضایت هست از انواع بلا به بهترینش دچار میشود. 1- رفع بلا – یعنی دارد از خانه بیرون می رود در خیابان ناگهان ماشینی کنترلش را از دست میدهد وبه او میخورد ودست وپایش آسیب می بیند وباید مدتی در بیمارستان وخانه استراحت کند اما آسیب جانی نمی بیند. 2- دفع بلا- یعنی دارداز خانه بیرون میرود در خیابان همان ماشین کنترلش را از دست می دهد ولی دوستی وعابری ناگهان او میکشد کنار یا فریاد می زند مواظب باش و ماشین به او نمی خورد. 3- صرف بلا – یعنی از خانه بیرون آمده وقبل ورود به خیابان ناگهان می بیند بند کفشتش باز است ویا چیزی را فراموش کرده وبرمی گردد وتا آن موقع ماشین رد شد واو حتی خبردار نمی شود .امام صادق(ع) : چقدر بلا از شما صرف میشود وشماخبر نداری وبعد میگوید خدا اصلا حواسش به من نیست . فرشتگان به خدا می گویند: خدایا یک کم دفع بلا (نوع دوم) کن تا بنده ها ببیند که حواست به آنها هست وشکر کنند .خدواند میفرماید: نه بندگانم گناه دارند دلم نمی آید . رضایت باعث صرف بلا های دیگرمیشود .یک بلا می بینی راضی هستی وصبر می کنی ودرعوض 200 بلا را نمی بینی وخداوند از جایی دیگر جبران میکند ومیفرماید: بنده من اگر نفهمد که من حواسم به اوهست بعد ممکن است شکر نکند ودرجاتش بالا نمیرود .مشکل ناشکری پیدامی کند. ودچار عذاب سنگین میشود. و از مسیری دیگر که بلا درآن نباشد کار اورا جلو می بریم. این بنده من اهل رضاست من حیا می کنم اورا با بلا امتحان کنم .امتحان برای رضایت هست وقتی او راضی است امتحان ندارد. در سوره بلد : " لقد خلقنا الانسان فی کبد " در حدیث قدسی امده: من آسایش وراحتی را در بالا قرار داده ام ومردم در روی زمین بدنبال آن می گردند وچون آسایش مطلق نیست به آن دست پیدا نمی کنند .فقط یک گروه به آسایش نسبی میرسند کسانیکه روی پرونده اشان یک خط قرمز کشیده ام چون یقینا در قیامت آسایش ندارند حداقل در دنیا کمی آسایش داشته باشند. روزی فردی پیامبر(ص) را برای غذا به خانه اش دعوت کرد .هنگام آوردن بشقاب یکی از بشقابها از دستش افتاد ونشکست خندید گفت: ما اصلا درخانه ما چیزی نمی شکند ،خراب نمیشود، نمی سوزد و مریض نمیشویم و حیواناتمان نمیمیرند پیامبر فرمود: من دست به این غذا نمیزنم خانه که دران بلا نازل نشود معلوم است خدا آنها را بحال خودشان رها کرده است .مال توصدر صد حرام وآتیش جهنم است. اگر بلای کوچک نیاید بلای بزرگتر می آید .باید بلا بیاید. با بلاهای کوچک مانع بلاهای بزرگ میشویم. روزی فردی از اقوام حضرت سلیمان نزد اوآمد وخواست زبان حیوانات را به او یاد دهد .فرمود: به صلاحت نیست .ولی او اصرار کرد که حداقل برای 10 روز هم شده به اویاد دهد فرمود :برو دیگر می توانی ولی به صلاحت نیست . آمد خانه دید مرغ وخروس باهم صحبت می کنند .خروس به مرغ گفت :میدانی امروز بز حاجی میمیرد چون سقف طویله یکی از چوبهایش شل شده میخوره روی سربز ودر جا میمیرد. ومرد فوری رفت وسقف را تعمیر کرد . روز بعد خروس گفت :امروز به گاو حاجی یک پشه میزند تا شب میمیرد . ومرد فوری رفت گاورا کشت وگوشتش را فروخت .روزبعد خروس گفت: امشب خانه حاجی آتش میگیرد چون چراغ در خانه اش می افتد تمام زندگیش میسوزد وخودشان هم بزور در میروند برویم روی دیوار بخوابیم .مرد فوری رفت چراغ را برداشت. مرغ به خروس گفت : برو توهم با آن پیش بینی هایت همه اش توزرد در آمد .خروس گفت : چرا همه درست بود ولی نمیدانم از کجا متوجه میشود ، تازه خود حاجی امروز میمیرد . تامرد این را شنید سراسیمه نزدحضرت سلیمان رفت .وگفت :چکار کنم ؟ فرمود :هیچ کار نمیشود کرد وقتی بلای کوچک را تحمل نکنی بلا بزرگ میشود. برو به فکر کفن ودفن ووصیتت باش وتا ظهر فرصت بیشتر نداری وظهر مرد. باید بلای کوچک را رد بکنید تا دچار بلاهای بزرگتر نشوید. ( دنباله موضوع پست آینده انشاءالله)
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم برگرفته از سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۰ساعت 9:24  توسط محبان فاطمه (س)
|
بسم الله الرحمن الرحیم .حضرت سلیمان بن داوود مرفهترین پیامبر می فرماید: نرمی وسختی زندگی را تجربه کردیم ودیدم کمترین آن نیز کفایت می کند با یک لقمه نان و غذای ساده هم سیر میشویم دیگر نیازی به سفره طولانی ورنگارنگ نیست.هر قدر نعمتها را طول بدهیم اضطراب زیاد میشود . تجملات زندگی را پر از استرس می کند . امیرالمومنین (ع): من فهمیده ام عیش وراحتی در دنیا این است که هوای نفس را ترک کنم تا نهایت لذت را از زندگی ببرم . وخداوند می فرماید: " ومن اعرض عن ذكري فان له معيشه ضنكا و نحشره يوم القيامه اعمي " هر كس از يادمن دل بگرداند در حقيقت زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت و روز رستاخيز او را نابينا محشور مىكنيم. زمان فتح مکه می آمدند خدمت پیامبر (ص) برای گرفتن پستهای خدماتی .روزی اباذر نزد پیامبر(ص) آمد گفت:اگر خدمتی هست انجام دهم. پیامبر فرمود :اباذر تو آدم صادق ورک هستی تو شمشیر کج اسلامی برای زدن گردن مخالفان اسلام ولی مدیریت نداری وبرای این پست مناسب نیستی .اباذر خندید وگفت:راحت شدم یا رسول الله میخواستم خدمت کنم ولی بارش هم سنگین بود شما راحتم کردی . انسان تا پول و مقام ندارد راحت است تا به آنهابرسد یکدفعه همه چیز بهم می ریزد. یعنی حتی اگر امکانات خوشبخت شدن در اختیار داشته باشد هوای نفس نمیگذارد . بیکاری غفلت می آورد ولی همه ما دنبال کارهای پشت میزی هستیم .در یک موسسه سری ایران یک جوان 34 ساله نابینا مهمترین و حساسترین قطعات تولیدی این موسسه را تهیه می کند فقط با بوکشیدن قطعات را تشخیص می دهد.در چین یک میلیارد وپانصد میلیون نفر دارند زندگی می کنند این همه آدم چگونه زندگی می کنند وچطور ادراه میشوند ؟ در حالیکه درکشور ما برای برای 40 و50 میلیون نفر مانده اند .چون مردم چین عادت بکار کردن دارند در یک کارخانه 10 هزار متری کار میکنند که 5 هزارمترش آپارتمان ساخته اند واین کارگران در این آپارتمانهای کوچک با آشپزخانه ودستشویی مشترک زندگی می کنند. در همانجا زندگی می کنند ازدواج می کنند بچه دار میشوند .در حالیکه مردم ما کلیشه ای به کار نگاه میکنند دکتری ومهندسی یا کارمندی با بیمه، خانه سازمانی، با سرویس رفت وبرگشت در حالیکه این همه کار در مملکت هست. کار شادابی می آوردو استراحت ومصرف را شیرین می کند .دیگر لذت مسکن اینکه جایی هست درش را می بندید ودر یک حرم خصوصی با خانواده و دوستان تنها وراحت هستید. دیگر لذت امنیت اینکه خانه ای دارید و درش بسته میشودو براحتی دزد ی وارد نمیشود جانت ومالت وخانواده ات در خطر نیست تا حالا از این نعمت لذت بره اید؟ دیگر لذت سلامت ، چقدر سخت است پسری 24 ساله مادرش مجبور است برای قضای حاجت ببردش ومادرش التماس دعا داشت .دیگر لذت خواب عده ای بخاطره مشکلات کاری یا جسمی نمیتوانند راحت بخوابند دیگر لذت خنده تفریح ، ودیگر لذت انس با خدا ودوست وخانواده حتی وقتی همه به تو پشت کردند خدا را داری واو می تواند غیر ممکن را ممکن کند مثل هنگامیکه زلیخا را جوان کرد . برای همه چیز از مشکلات زندگی ومشکلات جسمی وروحی به خدا پناه میبری وقتی همه درها بسته شده در رحمت خدا باز است . "ان الانسان خلق هلوعا "انسان هر چه به اومیدهند شکر نمی کند ولی تا یک چیز ازاو گرفته میشود جزع وفزع می کند خدا می فرماید: گاهی نمک غذارا زیاد می کنم تا عکس العمل تورا ببینم .بعضی ها میگویند فلانی اهل نماز وعبادت نیست چرا وضعش خوبه ؟چرا خدا آنها راامتحان نمی کند؟ چون آنها خدا را نمی شناسند.خدا از کسی امتحان می گیره که با او ارتباط دارد .اگر پاداش صبر سریع بود همه مایل می شدند ودیگر هنرمندی ایمان مشخص نمی شد . امام حسین (ع) : مردم همه می گویند ما ایمان داریم ولی موقع امتحان دینداران کم میشوند امام علی(ع) :شکایتت را نزد کسی بکن که بتواند برطرف کند وشکایت باید بخدا باشد نه از خدا امام سجاد(ع): خدایا مرا دردنیا پر از زیبایی وجذابیت قرار داده ای ونفسم را ضعیف آفریدی وبعد فرمان داده ای این کار را بکن واین کار را نکن ومن نمیتوانم نفسم ضعیف است مگر تو کمکم کنی واین شکایت بخداست نه از خدا . شیطان از خدا شاکی بود 2-شکایت دوست را غمگین ودشمن را شاد می سازد 3-محنت را بزرگتر می کند 4- محنت جدید می آفریند وغصه را بزرگتر می کند 5- وشکایت سخت تر از صبر است 6- جزع فزع تقدیر را برنمی گرداند وفقط پاداش را زایل می کند 7- باعث هلاکت دنیا وآخرت میشود.
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۰ساعت 9:25  توسط محبان فاطمه (س)
|
![]()
نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 ساعت 7:53 شماره پست: 43 رضایت در زندگی (قسمت دوم) بسم الله الرحمن الرحیم. اگر انسان در زندگی مقایسه صعودی داشته باشد یک کارکرد روانی دارد .اندوه ،حسرت ، افسوس ، افسردگی وحسادت واین نکات مقصد صعودی نگری است . پیامبر اکرم (ص) می فرماید : هر کس با ادب الهی تربیت نشود از حسرت در دنیا نفسش به شماره می افتد ادب نداشتن یکی از عوامل حسرت وناراحتی میشود . ادب یک قسمتش در کلام وزبان است یک ادب ادب چهره است وقتی به دیگران نگاه می کنی تحقیر در آن نباشد ادب ابرو این است که اخم به مردم نکنی لب ودهان درهم نباشد که مردم فکر کنند اشتباه کرده اند که با اورفیق شده اند ودلشان نمیخواهد صحبت با او ادامه داشته باشد از پس که تکبر و تبختر در کلامش وجود دارد . ادب گام برداشتن قرآن می فرماید :وقتی گام برمی دارند مردم چیزی منفی برداشت نمی کنند. ادب هیکل دست وپاها از هم فاصله ندارند. بعضی ها افتخارشان این است که من آدم خوبی هستم مگر اینکه پا بگذارند روی دمم ،اون روی سگم بالا میاد . وقتی برای خودش دم قائل است پس انسان نیست فکر می کند انسان هست خودش اعتراف می کند یک رویش سگه ویک روی دیگه اش آدمه ، پس در ادبش مشکل دارد ودر جای جای زندگیش مشکل دارد. نباید عدالت خواهی، جسارت ،جوانی ،مبارزه ، ظلم وغیرتمندی رابا بی ادبی مخلوط کرد .حرفت اگر بشین هست بتمرگش نکن .انسان با ادب می تواند قشنگ کارش را جلو ببرد .هر کس در هر شغل ومقامی انسان است وقتی پرده حیا بین دو دوست یا همسر از بین برود زندگی ازهم پاشیده میشود اگر در زندگیت توهین ، تحقیر وغیبت آمد زندگی منفجر میشود با توهین کار پیش نمی رود . پیامبر(ص) هیچگاه حتی در برخورد با مشرکین توهین نمی کرد یکبار ابوسفیان وارد خیمه پیامبر(ص) شد پیامبر (ص) جلوی پایش بلند شد.از پیامبر(ص)پرسیدند :چرا جلویش بلند شدی ؟ فرمود :بزرگان قوم را باید گرامی داشت حتی اگر اسیر ودشمن شما هستند. بی ادبی دنیا را تلخ می کند . بگردید فضیلت دنیا را کشف کنید. وقتی خسته میشوی می گویی کاش دنیا نمی آمدم کاش درخت بودم یا پرنده بودم . درقرآن آمده: آیا پنداشته ای که ترا بیهوده خلق کرده ایم . یک چیز در دنیا برای تو قرار داده ایم وظیفه تو خوردن وخوابیدن ودرس خواندن وازدواج و... نیست بگرد آن فضیلتی که برای تو در دنیا قرار داده ایم کشف کن ونهایت لذت را ببر .کسی که این فضلیت را دردنیا پیدا کرد وقت تلف شده ندارد. بسیار انسان موفقی است. یک روز اضافه ندارد بعضی ها گاهی آنقدر بیکارند که میخواهند وقتش را با خواب پر کنند .وبعضی ها برعکس آنقدر کار دارند که وقت خوابشان کم است . دنیا پر از وظیفه وفضیلت است . آن فضیلتی که برای تو گذاشته اند مختص توست اگر تو برداشتی که هیچ وگرنه دست هیچ کس دیگر به آن نمیرسد .بیخودی دو نفر دنبال یک چیز می دوند .سرهم کلاه می گذارند جیب همدیگر را می زنند. دوتا چیز برای شما دوتا گذاشته اند حتی حرص برای کسب کرسیهای علمی، برای اینکه کرسی ما سر جایش هست دست کس دیگر به آن نمیرسد . لذا انسانی که این را درک کند با لذت وآرامش میرود تا به این جا وفضیلت برسد اشتباه هم نمیرود حرص هم نمی زند چون این پول، این علم، این کرسی و ... مال اوست . امام کاظم (ع) می فرماید :دنیا را ناچیز بشمارید وآن را راحت بگیرید هیچ مردمی نیستند که دنیا را راحت گرفتند مگر آنکه خداوند زندگی را بر آنها گوارا کرد.
از اتفاقات زندگی تراژدی درست نکنید .در زمان خلیفه دوم کودکی هنگامی که خانواده بالا پشت بام بودند چهار دست وپا خودش را به ناودان که آن زمان افقی بوده؛ رسانده بود ملت و پدر ومادرش پایین داد وفریاد رفتند پیش خلیفه دوم گفتند :چکار کنیم ؟گفت :من چکار کنم ؟گفتند: شما خلیفه ای راهی پیش پایمان بذار گفت :علیکم با ابالحسن (ع) . بروید سراغ اباالحسن (ع) .امیر المومنین دستور داد بروید یک بچه همسن وسال خودش بیاورید فرستادند بالا پشت بام بچه ها با زبان خودشان شروع کردن به حرف زدن (بچه ها با هم حرف میزنند ولی ما زبانشان را نمی فهمیم) ناگهان دیدند بچه برگشت طرف پشت بام و پدر ومادرش آمدند وبچه را بغل کردند پرسیدند: آنها به یکدیگر چه گفتند؟ فرمود:به او گفت :بیا عقب خطرناکه می افتی میمیری پدر ومادرت ناراحت میشوند. گفت :میدانم میخواهم بمیرم راحت بشم این دنیا پر از ظلم و جنایت است .بچه دوم امیر المومنین را نشان داد وگفت : آن آقا را می بینی دلت نمیخواهد بزرگ شوی فرزندانی بیاوری که مرید این آقا باشند وباری از روی دوشش بردارند ؟ گفت :چرا میخواهم وبرگشت چون فضیلت مجهولش حل شد . اگر بخواهی مواهب وفضایل این دنیا را بشماری بسیار است وقابل شمارش نیست .در ایران عاطفه همه را زمین میزند چون خیلی عاطفی هستیم تا یک شکست عاطفی بخوریم قفل می کنیم ودنیا برایمان متوقف میشود. از آن طرف غربیها خیلی بی عاطفه هستند . انسان تا در سن جوانی هست درگیری عاطفه هست به سن میان سالی که رسید عشق وعاشقی یادش میرود وگرفتار اجرائیات سیاست وکار ورقابت میشود فضیلتها معنوی است بعضیها معنویت برای برهه ای از زندگیشان هست نه کل زندگی .(ادامه دارد) اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم برگرفته از سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
+ نوشته شده در جمعه هجدهم شهریور ۱۳۹۰ساعت 9:3  توسط محبان فاطمه (س)
|
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 ساعت 0:30 شماره پست: 42 بسم الله الرحمن الرحیم .روایت از حضرت محمد (صلی الله علیه واله ) امده:" اگر آنچه من از دنیا میدانستم شما می دانستید بسیار در دنیا لذت میبردید". (کنز العمال) امام علی (علیه السلام) : اگر کسی دنیا را می شناخت هیچگاه از آن اتفاقات جز لذت هیچ چیز دیگر برایش اتفاق نمی افتاد ". (غرر) قانون اول: عدم تلازم بین رضا و سختی دنیا ، عده ای فکر می کنند انسان وقتی براش مقام رضا می آید سختی براش سختیه صبر می کند در صورتیکه اینگونه نیست وقتی از دنیا راضی میشه براش سختی صبر نیست . همان لذتی که از وصال میبره از فراق هم میبره از سرما وگرما، تلخی وشیرینی و..یکسان لذت میبره قوانین دنیا را باید شناخت . شخصی ساده به تماشای فوتبال میره می بیند 100 هزار تماشگر جیغ وداد میزنند و22 نفر در زمین بدنبال یک توپ می دوند . دلش سوخت در نیمه بازی گفت :من میتوانم مشکل اینها را حل کنم .رفت و با 22 توپ برگشت و ریخت در زمین بازی .همه به او خندیدند گفت:چرا؟ گفتند تو اصلا قانون بازی را بلد نیستی با زیاد کردن امکانات بازی را از بین بردی وتلخ کردی . ماهم چون قواعد دنیا را نمی دانیم فکر می کنیم باید لوازم را زیاد کرد پدری با یک عمر سختی وکارمندی واجاره نشینی زندگی می کند 20 سال آخر میخواهم بیشتر کار کنم وامکانات پسر ودخترم را زیاد کنم تا مثل من در بدبختی ونداری زندگی نکند همه چیز براشون فراهم میکنه بعد دو سال می بینه زندگیشان بهم خورد چرا برای اینکه توپ زیادی در زمین ریختی . وقتی لذت میبری که چیزی را با سختی بدست بیاوری قاعده دنیا این نیست که اگر سختی باشد لذتی در کار نیست. من وقتی راضیم که هیچ مشکلی نباشد باید در همه حالات خوشی ونا خوشی یکسان بود .وقتی خوب زندگی می کنی که خوب ببینی . پیامبر(ص) فرمود: همانا خدا با فضل وحکمت خودش آسایش وشادمانی را در یقین ورضا قرار داده وسختی را در نارضایتی وشک قرار داده است. پیامبری که اشرف مخلوقات وخدا را بهتر می شناسد این را می گوید .کسی که به عظمت وقدرت خدا شک داره زندگی سختی دارد ودائم ناراضی است .خیلی ها به رحمت خدا شک دارند که خدا خوبی مارا می خواهد. "هر چه از دوست رسد نیکوست " تا یقین نباشد فایده ندارد هر چه کلاسهای مختلف از مدیتیشن و خنده درمانی ویوگا..برود آرامش ورضایت پیدا نمی کند. اگر سختی نباشدبه دنیا راضی می شوی ونمی توانی از دنیا دل بکنی در شبانه روز اگر ساعاتی غمگین وناراحت باشیم بد نیست. مانع جلوه دنیا میشود وگرنه غافل از رفتن می شویم. آرامش فقط با خداست اگر به روح توجه کنی آرام می شوی اما اگر توجه ات به دنیا باشد نا آرام میشوی. دنیا مانند شهر گرم است در شهر گرم بدنبال خنکی نباشید. دنیا یعنی پست ،پایین ، وقتی ذهنت را آماده کردی دیگه نارا ضی نمی شوی در دنیا عده ای با تواند وعده ای برعلیه تو هستند چاره ای نیست . خداوند در قرآن میفرماید:" متاع الدنیا قلیل والاخرة خیر لمن اتقی " در دنیا نه دلخوش باش ونه ناراحت لذتها زود می گذرند .
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم برگرفته از سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۰ساعت 10:57  توسط محبان فاطمه (س)
|
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 ساعت 0:30 شماره پست: 42
بسم الله الرحمن الرحیم. دنیا هر چه جلوتر میرود ولوازم وتکنولوژی پیشرفت می کند ولی رفاه وراحتی انسان تغییر نمیکند یا بدتر میشود گله ها بیشتر شده الان حتی بچه های کوچک اغلبشان مشکل عصبی دارند با اینکه تلویزیون 20 کانال داره cdدارند وانواع اسباب بازیها ولی باز می گویند حوصله ام سر رفته در حالیکه تا همین 20 سال پیش مردم با یک ویدیو cd دلخوش بودند و با یک فیلم درماه یا هفته ویک برنامه ورزشی درهفته راضی وخوشحال بودند . میزان غذایی که میخوردیم کم بود اما امروز این همه تنوع درغذا وتنقلات هست هر سال یک مدل ماشین و موبایل عوض میکنند ولی باز مردم گله دارند .یکی از مهمترین دلیلش این هست که انسانهای آخر زمانی آنقدر ظرفیتشان بالاست که با هیچ چیز راضی نمیشود مگر با قیام وظهور منجی .احساس نیاز به منجی وامام زمان وقیام موعود آنقدر در دلشان قوی است که خودشان هم خبر ندارند . روانشناس مشهور پرفسور ابهری به تازگی آمار داده است که 70 درصد از ازدواجهای درایران بعداز 5سال منجر به طلاق میشود چرا؟ یکی از گمشده های ما هویت است چون انسانها خودشان وتواناییهای خود را درست نمی شناسند نمی توانند از زندگی لذت ببرد ودر زندگی منفعل هستند .دریک زاویه نشسته اند وچشمانشان بسوی آدمهای دیگری است وای کاش انسانهای درست و حسابی، آدمهایی که اکثریت دنیا را تشکیل می دهند و آنها برای ما تعیین تکلیف میکنند. درنتیجه چون دیگران برای زندگیمان تصمیم می گیرند راضی نیستیم . یک مهمانی را میتوان با یک غذای ساده برگزار کرد برای اینکه هدف دور هم بودن است ولی خانم خانه باید از شب یا یا یک هفته قبل تدارک ببیند از گوشت مرغ وسالاد و دسر و..وباید ساعتها در آشپزخانه با اضطراب روی پا بایستد . وبعد که مهمانها رفتند تازه یک نفس راحت می کشد ولی باید تا فردا صبح جمع کند وبشورد وبعد می گویند چرا از ارتباط یا صله رحم لذت نمی بریم چون در ارتباطهایمان چیزهای به اسم آبرو داری خرج می کنیم که اکثریت میخواهند .یا فلان لباس یا کفش تنگ یا نامناسب است ولی چون مردم می پسندند مجبورم بپوشم . به مناسبتها ی کسانیکه فکر میکنیم که نه ایرانی هستند ونه اسلامی و آنها برای ما تصمیم می گیرند و میگویند رضایت تومهم نیست رضایت مامهم است. ارتباط ما با دنیا مستقیم هست اصلا غیر مستقیم نگاه نمی کنیم یعنی اگر یک ضربه زدیم باید یک ضربه بشنویم اگر محبت کردیم باید محبت بینیم برای اینکه داریم زمینی محبت می کنیم اما اگر بخاطره اینکه انسانی وخدا توقع محبت از توداره به دیگران محبت کردی خدا می بیند وبرایت منظور می کند چون دیگه روی زمین دنبال نتیجه اش نمی گردی .اگر محبت نصیبت شد فبها اگر نشد ، پرونده بالا مفتوح است .
انسانی که ارتباطاتش زمینی است احساس رضایت نمی کند اعصابش خورد میشه سرد یا گرمش بشه اعصابش خوردمیشه ، کار داشته باشد یا بیکار باشد، و.. فرقی نمی کند نمیتوان با او کنار امد دائم در حال غر زدن ونق زدن هست و به مردم بدبین است. اگر از عشق صحبت کنی میگه بابا عشق کیلویی چنده ؟ همه اش خود خواهیه ، از محبت حرف میزنی میگه بابا ما که وفا ندیدیم. برای هرچیزی یک بروبابابی داره ،چون ارتباطش زمینی است .از آن طرف اولیاء خدا داریم که حتی درسن 80 سالگی احساس خوشبختی وآرامش می کنند، اما یک بچه 7ساله اعصابش خورد است. انسان میتواند دراوج داشتن ابزار نا آرام باشد ودر مقابل در اوج نداشتن میتواند با نیتش با آرامش زندگی کند .ابزار الزاما خوشبختی نمی آورد .در غرب الان خنده درمانی ومعنا درمانی آمده وراهکارهای موفقیت که درایران هم هست به ذهن فشار می آورند که خوشبختی ،آرامی ، خوبی ،تومیتوانی موفق شوی، 5 هزارتومان می دهد برای 5 دقیقه آرام میشه تا از مطب بیرون میاد دوباره سیل مشکلات بسویش سرازیر میشود تلقین درمانی مثل قرص مسکن است تلقین برای بچه های دوره راهنمایی تاثیر دارد. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور ۱۳۹۰ساعت 9:26  توسط محبان فاطمه (س)
|
نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ساعت 11:59 شماره پست: 41 بسم الله الرحمن الرحیم .شخصی به کربلا رفت شبی خواب دید وقتی وارد حرم شدحضرت بر بالای منبر نشسته است .هرچه به مردم می گفتم آقا بالای ضریح نشسته مردم فقط ضریح را می بوسیدند.فقط یک جوان آمد آقا را دید سلام کرد درخواستش را گفت وآقا جواب فرمود و رفت. صبح که بلند شدم رفت حرم مثل همیشه بود به زائران نگاه میکردم ناگهان آن جوان را دیدم دنبالش رفتم پرسیدم چکار کردی ؟جواب نداد خوابم را برایش تعریف کردم گفت: می گویم ولی به کسی نگو من در اطراف کربلا زندگی می کنم پدر پیری دارم که باید هر شب جمعه به زیارت می آمد سرما گرما وخستگی سرش نمی شد . تا افتاده شد شبهای جمعه رو به کربلا می کرد وگریه می کرد. گفتم :دلت میخواهد بروی گفت چطوری برویم ؟ ما که وسیله نداریم . گفتم کولت می کنم تا چند وقت بردم بعد از آن هر وقت سلام می کنم آقا جواب می دهند با آداب مردم باید مرافقت داشته باشیم . وقتی امام رضا(ع) به مشهد آمدند به امام جواد(ع) نامه ای نوشتند که خبرهای بمن رسید وقتی به خانه می آیی از در پشتی می آیی صدای مردم و دستشان به تو نمی رسداینکار را نکن همیشه مقداری پول همراه خود داشته باش نیازمندی دیدی همان جا کمک کن امام علی (ع) به مالک اشتر فرمود :فاصله ات با مردم زیاد نشود. شخصی وضو گرفته بود پیرمردی حوله برایش آورد مردگفت :مستحب است که آب وضو خودش خشک شود .پیرمرد گفت :مستحب نیست دل پیرمرد را نشکنی ؟
لا تتبعوا خطوات شیطان * خطوة یعنی: گام، شیطان گام به گام می آید عجله ندارد شخصی زرنگی نزد میوه فروش آمد ازاو پرسید من ریاضیم ضعیفه 100 از این میوه ها چقدر میشه ؟میوه فروش جواب داد .گفت :اگر 99 تا بخواهم چقدر میشه ؟میوه فروش باز حساب کرد وگفت .وشخص زرنگ همینطور پایین آورد تا به یک رسید وگفت :اگر یکی بخواهم چقدر میشه؟ میوه فروش گفت : یکی قابل شما نداره و به او داد. مرد گفت :ببخشیدمن حافظه ام ضعیف گفتی 100تا چقدر میشه؟ وهمینطور تا یک رسید ویک میوه دیگر گرفت سومین بار که شروع کردمیوه فروش گفت : تواهل کجایی؟ گفت :دوان. میوه فروش گفت :ای دوان خراب بشه من اگر دزد یک میوه ام را بردارد تا ان سر شهر دنبالش می دوم انوقت تو بامکر حیله داری میوه های مرا می دزدی . شیطان هم همینطور عمل می کند می گوید یک دروغ که اشکال نداره ،عروسی یک شب ، چندتا تارموکه چیزی نیست و... حضرت یوسف گفت: اگر یک ارباب داشته باشیم بهتره یا ده تا ؟ مردم دیر راضی می شوند چندتا را می توانی راضی کنی در حالیکه خدا سریع الرضا است. حر باعث دل شکستگی ابا عبدالله (ع)وخانوده اش شد آب را بر امام بست .امام نفرینش کرد اما روز عاشورا خدا با یک السلام علیک راضی شد خدا مارا بخاطره خودمان میخواهد نه برای خودش . اگر بخاطره خدا از چیزی گذشتی تحملت زیاد می شود از خدا بخواهید اگر خواسته ای داری که اجابت نمی شود تحملت را زیاد کند . اگر موسی هم باشی باید خضر همراهیت کند
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی چون خداوند با حضرت موسی تکلم فرمود والواح را بر او نازل کرد ودر آن از هربابی موعظه واز هر چیزی بیان مفصلی قرارداد، حضرت به قوم بنی اسرائیل بازگشت وبه منبر رفت وکرامت های الهی را به آنان باز گفت ودر دل خود گفت:" خدا ازمن عالمترنیافریده است" در این هنگام خداوند به جبرئیل فرمود :موسی رادریاب که در ورطه هلاکت است وبه او اعلام کن که درمنطقه مجمع البحرین کنار سنگی مردی است که از تو داناترست برو نزد او واز علمش تعلم نما.جبرئیل نازل شد ومراتب را به حضرت موسی ابلاغ کرد .لذا آن حضرت خود را کوچک دید وبه خطای خود –که در دل وی خطور کرد- پی برد وبه اتفاق وصی خود یوشع به مجمع البحرین رفت وحضرت خضر را یافت وتقاضای علمی را نمود که نزدش نبود. حضرت موسی پیامبر صاحب شریعت و اولوالعزم است، اما به امر الهي
بايد از خضر پيروي كند كه
اولوالعزم و صاحب شریعت نیست . و اساساً پیامبر اهل ظاهر
نیست . گفته می شود که حضرت خضر و حضرت ادریس پیامبران باطنی بوده اند اما حضرت موسی تاب همراهی با حضرت خضر را نداشت. بنابراین در نهایت حضرت خضر فرمود: *هذا فراق بینی و بینک*
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۰ساعت 17:38  توسط محبان فاطمه (س)
|
بسم الله الرحمن الرحیم . در بحارالانوار از عبدالله بن عباس روایتی آمده از آخرین خطبه پیامبر(قبل از رحلتش) در مدینه بود . سه مرتبه از قبل از خطبه فرمود :"وسعوا لمن خلفکم " جا به پشت سریها بدهید .بعد فرمود فرشته ها در این مجالس هم می آیند آنها پشت سر یا جلو نمی نشینند در یمین ویسار شما هستند.بعد فرمود : جبرئیل و دیگرفرشتگان به 7 کار ما غبطه می خوردندیعنی انسان قدرت چه کارهای دارد که باعث غبطه فرشتگان میشود . 1- نماز جماعت : گاهی در یک مهمانی هستیم یا مسافرت وهر جای که عده ای دور هم هستیم یک نفر که حمد وسوره اش درست باشد و یک استغفرالله اول نماز بگویید کافی است پیش نماز شود تا از ثواب بی شمار آن بهره مند شوید. 2- مجالست با علماء : انسان وقتی با علما ء نشست وبرخاست کند 1-شکش به یقین تبدیل میشود 2- تکبرش به تواضع 3- ریا او به اخلاص 4- دشمنی اش به خیر خواهی تبدیل میشود 3-آشتی دادن بین دونفر :روزی مفضل شاگرد امام صادق (ع) دید بین یک داماد وپدر زن دعوا شده علت را پرسید دید بخاطره 400 درهم میباشد آن را پرداخت کسی پرسید از کجا این پول آوردی ؟ گفت امام مقداری پول برای همین کارها بمن داده است . کار خیر تنها روضه یا نذری دادن یا سفره انداختن نیست .حل کردن اختلاف ، زمینه ازدواج 2نفر را فراهم کند ، اگر آبرو دارد شفاعت کند" زکاةالجاه شفاعة" وجلوگیری از درگیری ... روزی امیر المومنین (ع) در گرما از خانه خارج شد گفتند :چرا بیرون میروی ؟ فرمود : شاید کسی بمن احتیاج داشته باشد اتفاقا یک زن وشوهر با هم دعواداشتند به در خانه اشان رفتند وبین آنها را صلح دادند 4- اکرام یتیم 5- عیاد ت مریض (موضوع پست آینده) 6-تشیع جنازه 7- آب دادن به مردم(البته چون در ان زمان دسترسی به اب خوردن مشکل بود اینکار جایگاه ویژه ای داشت) در حدیثی فرمود:خداوند فرموده : هرکس مخلصانه لا اله الا الله بگوید به بهشت رود .
حدیث کوتاه ومختصر بود .امام علی (ع) برخاست وپرسید : "یا رسول الله بابی انت وامی فسر لنا" پدر و مادرم بفدایت این را برای ما تفسیر کنید. (امام علی تا زمان حیات پیامبر عامل است نه قائل هر فرمانی پیامبر می داد اجرا می کرد مگر سوالی پرسیده باشندهر کلامی وکتابی دارد بعد از رسول الله است . فرمودند: یعنی حرص بر دنیا وجمع اموال از راه حرام نباشد .دنیا طبیعت از جنگل ، دریا ،ریاست ومسوو لیت نیست روزی که امام علی (ع) وارد بصره شد وبیت المال را از دست دشمن خارج کرد فرمود: "یا دنیا غری غیری " ای دنیا غیر ازمن را بفریب ، خلیفه بود ولی نه خلافت ونه فرماندهی نه جنگ ونه زن اولاد را کنار گذاشت اینها نعمت است و در قرآن توصیه شده * فذکروا نعمةالله * و * لا تنس نصیبک من الدنیا * سهم خود را از دنيا فراموش مكن وبار دیگر در هنگام باغبانی دنیا خود را بر امیرالمومنین عرضه کرد وباز فرمود :" یا دنیا غری غیری " اما نه کشاورزی را تعطیل کرد ونه کار وتلاش ونه مسافرت ونه زن وفرزند را رها کرد در اینجا دنیا یعنی منیت ،غرور از خدا غافل شدن حضرت سلیمان ثروتمند بود ولی خداوند در قران اورا مدح کرده است کجا خداوند گفته مومن باید فقیر باشد اتفاقا باید وضعش خوب باشدکارخانه دار وثروتمند باشد تا بتواند به اسلام ودیگران کمک کند . اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
+ نوشته شده در شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۰ساعت 12:30  توسط محبان فاطمه (س)
|
|