|
بسم الله الرحمن الرحیم .دليلی كه ضرورت وجود امام را میرساند، همان دليلی است که برای ضرورت وجود پيامبر میآوریم که خلاصه آن به صورت زیر است: ◊ انسان برای رسيدن به كمال خلق شده است و دليل اين حرف، همان نهاد و فطرت بینهايتطلب آدمی است؛ ◊ بايد قانونی برای هدايت انسانها به طرف كمال وجود داشته باشد؛ چون وقتی كوچکترين كارهای انسان در زندگی نياز به برنامه و قانون داشته باشد، پس طبيعتاً هدف خلقت انسان و مقصد نهايی او نيز بايد يک برنامه و قانون منسجم داشته باشد. ◊ به دليل طبع اجتماعی انسان و ناگزيری او از زندگی بين مردم، اين قانون بايد كلّی و فراگير باشد، به صورتی كه هم تمام جامعه را در بر گيرد و هم دو بعد جسم و روح خود انسان را. ◊ انسان به تنهايی قادر به وضع چنين قانونی نيست؛ زيرا منفعتطلبی و اميال نفسانی هميشه در كمين انسان هستند. از طرفی درک انسان هم محدود به عقل و حس اوست. در نتيجه او نمیتواند قانونی جامع و كامل برای خود و همنوعانش بسازد، همانطور كه تا به حال هم این نتیجه را بارها دیده و تجربه کردهایم که هر مكتب فكری که ظهور میکند، بعد از مدّتی انحطاط و كجروی آن روشن میشود و هنوز هم بشر با توجه به تمام پيشرفتهای مادّی هنوز از نظر روحی در حدّ حيوانات است و رشدی معنوی نداشته يا حتّی میتوان گفت که به عقب برگشته است. ◊ اين قانون بايد از طرف كسی باشد كه به تمام گوشههای وجود بشر آگاه باشد و او كسی نيست جز خدای بزرگ مهربان. ◊ رسيدن قانون به بشر به صورت مستقيم امكان ندارد؛ چون درجات وجودی انسانها مختلف است و هر كسی اين گنجايش و ظرفيّت را ندارد كه بتواند مستقيماً با خداوند ارتباط برقرار نمايد. به همين دليل بايد بعضی از انسانهای برگزيده دارای اين ظرفيّت و گنجايش باشند تا بتوانند قوانين مربوط را به بشر منتقل كنند. منبع : شرکت رسانه گستر بنیسی شخصی از امام پرسید :چقدر مرا دوست دارید? فرمود به اندازه ای که در دل تو هستم به مقدار حضور امام در زندگیت منتظر هستی باید آنطور زندگی کنید که اگر روزی امام سرزده وارد زندگیت شود خجالت نکشید. عالمی در مشهد تعریف میکند راننده کامیونی در فصل زمستان بار زده بود برای شهر دیگر برف آمده بود راننده گفت 200 کیلومتر دور شده بودم هرچه جلوتر می رفتم برف زیادتر میشد بطوریکه دیگه برف پاکن کار نمیکرد ماشین درجاده خیلی کم بود ترسیدم ماشین از کار بیفتدکنار جاده نگه داشتم تابرف کم شود یکدفعه ماشین خاموش شد فهمیدم بلا سرم نازل شده ، رفتم پایین کابوت را بالا زدم هرچه از مکانیکی میدانستم بکار بردم ولی روشن نشد آمدم دراتاقک ماشین خیلی سرد شده بود دیدم دارد خوابم می گیرد .یاد واعظی افتادم که گفت : هرگاه دیدی بیچاره شدی بگو یا صاحب الزمان (عج) قیافه زن وبچه هام جلوی چشم آمد شیطان وسوسه ام کرد کسی را صدا زدی که وجود ندارد خجالت کشیدم از خدا چیزی بخوام نماز درست وحسابی نمی خواندم .گناهی هم داشتم درد مندانه گفتم : خدایااگراز این مخمصه نجاتم دهی عهد می کنم آن گناه را ترک کنم . تا عهد کردم دیدم شخصی در کولاک طرف کامیون خیال کردم راننده است چون آچار دستش بود شیشه را کشیدم پایین پرسید مشکلی هست ؟ ماجرا را گفتم کابوت را زد بالا گفت :استارت بزن تا زدم ماشین روشن شد گفتم : چه شده بود گفت: هرچه بود تمام شد توی دلم گفتم این که دوباره خراب میشود گفت: نه تا خانه می رساندت پول بهش دادم قبول نکرد گفتم : این مردانگی نیست مرد وقتی خدمتی بهش می کنند جبران می کند من نامرد نیستم گفت : حالا که میخواهی جبران کنی به آنعهدی که کردی عمل کن گفتم :کدام عهد ؟گفت: اینکه نمازت را درست وسر وقت بخوانی وآن گناه را ترک کنی تا فهمیدم امام زمان (عج)است دیدم حتی جاپایش هم نیست رفتم خانه به زنم گفتم : زندگی ما از امروز تغییر میکند باید نماز را درست وسروقت بخوانید حجابت رارعایت کنی و...اگر نمیتوانی آزادی بروی زنم گفت : ما که میخواستیم شما قبلا نمیخواستید . روزی مشغول بارگیری بود اذان گفتند بلافاصله رفت برای وضو شوفرها گفتند :چی شد مقدس بازی در میاری گفت : عهد دارم و یک مرد سر عهدش می ماند. وتمام شاگرد وشوفرها آمدندودستش را بوسیدند . «اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم »
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 8:59  توسط الهام
|
بسم الله الرحمن الرحیم . حدیث سلسة الذهب یکی از احادیث مهمی است در جريان سفر امام رضا(ع) از مدينه منوره به مرو و حضور در نيشابور توسط آن حضرت بيان شده است، از جمله احاديثي است كه هيچ شك و شائبهاي در آن وجود ندارد و در منابع متعددي از شیعه وسنت به صورت متواتر بيان و بر صحت آن تاكيد شده است. تذکر این نکته مهم هم مناسب است که از جهت به سلسلةالذهب معروف شد که ذهب یعنی « طلا» چون تنها حدیثی است که سلسله راویان آن همگی معصوم هستند از این جهت دارای سند طلایی میباشد راویان این حدیث از امام رضا شروع شده تا به خدواند عز وجل رسیده است. . امام رضا(ع) در مسير حركت خويش به سمت مرو وارد نيشابور شد، در اين هنگام 2 تن از حافظان احاديث نبوي به همراه گروه بيشماري از جويندگان دانش و حديث پيش شتافته و در خواست كردند امام حديثي از پدران و جد بزرگوارشان براي آنها بيان فرمايند. امام هم پذيرفتند و حديثي را به طور مسلسل از قول آباء طاهرين خويش تا حضرت علي(ع) که مردم ترتیب امامت را بداند و فرمود: «شنیدم پدرم موسی بن جعفر می فرمود شنیدم پدرم جعفربن محمد می فرمود شنیدم پدرم محمدبن علی می فرمود شنیدم پدرم علی بن الحسین می فرمود شنیدم پدرم حسین بن علی می فرمود شنیدم پدرم امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب می فرمود شنیدم رسول خدا(ص) می فرمود شنیدم جبرئیل می گفت شنیدم خداوند جل جلاله می فرمود: « کلمة لاإلاإلاّالله حصنی فمن قالها، دخل حصنی و من دخل حصنی أمن من عذابى» (كلمه لا اله الاالله دژ من است، هر كس آن را بگويد به اين دژ در ميآيد و از عذاب من ايمن ميگردد..) امام پس از اندكي سكوت سر برآورد و در ادامه فرمود: بشرطها و شروطها و انا من شروطها (اين را شرطي است و من از جمله شروط آنم). در نظام تشریع اعتقاد به وحدانیت خداوند در الوهیت واعتقاد به رسالت رسولان او از آدم تا خاتم ، باید توام با اعتقاد به ولایت وامامت امیرالمومنین (ع) ویازده فرزند معصومش باشد تمام این اعتقاد ات باید همانند حلقه های زنجیر به هم متصل باشند .اگر یکی از آنها از قلم بیفتد ،تمام آنها از قلم می افتد . در حدیث قدسی درایم اگر انسان صد هزار سال عمر کند وعلی الدوام بگوید« لا اله الا الله محمد رسول الله » اما کنار آن علی ولی الله توحید نخواهد بود .روی نجات وسعادت را نخواهد دید .توحید خدا همچون بنا و ساختمانی است که ارکان وپایه های آن امام معصوم (ع) هستند وبدیهی است که با فرو ریختن پایه های وستون ساختمان هم فرو می ریزد . و با کنار رفتن ولایت وامامت علی (ع) وآل علی (ع)نیزتوحیدی باقی نمی ماند. ولایت علی بن ابی طالب حصار وقلعه مستحکم من است . هرکه وارد آن شود از عذاب من در امان است. . در آن هنگامی که نوشتن وکاغذ وقلم مرسوم نبود 24 هزار قلم بدست حضور داشتنداین سخن گرانبهای علی بن موسی (ع) را ثبت کردند عبد الله عمر در زمره ی صحابی مشهور است. با امام علی(ع) بیعت نکرد وگفت : «این شرایط، فتنه است. من احتیاط میکنم. باید احتیاط کرد ...» معلوم نیست حق با کیست ما انسان آزاد وبیطرف نداریم یا باید زیر پرچم حق باشی یا در اردوگاه شیطان واگر با حق بیعت نکنی حتما با باطل بیعت خواهی کرد همین آدم، با معاویه بیعت کرد. احتیاط هم نکرد.اینگونه نیست که همه حق می گویند اگر اینطور بود که نیازی به آمدن پیامبران نبود وهرکس هرچه می اندیشید درست بود این نوع تفکر معیوب هست .در میان این همه راه وفرقه فقط یک راه مستقیم وحق است . یکی از کار گزاران عبدالملک بن مروان حجاج بن یوسف بود که سفاکترین انسان بود آنقدر شیعه کشت وخون ریخت که حساب ندارد .آورده اند برای آنکه اشتهایش باز شود اسیری را می آوردند وجلویش رگ میزدند آنقدردر خون دست وپا میزد تا بمیرد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 19:24  توسط الهام
|
![]()
بسم الله الرحمن الرحیم . ميلاد عالم آل محمد، هشتمين حجت سرمد، هـر سـحر آفتاب من مولاست
يا ضامن آهو! **************** امام رضا-ع فرمود: بايد هريک از شماها امر به معروف و نهي از منکر نماييد، وگرنه
شرورترين افراد بر شما تسلط يافته و آنچه که خوبان شما، دعا و نفرين کنند مستجاب نخواهد شد **************** هر
کس در مجلسي نشيند که امر ما در آن زنده مي شود، در روزي
«اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم »
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 11:26  توسط الهام
|
بسم الله الرحمن الرحیم .کسی از امام درباره رعایت حدود ولایت پرسید: امام فرمود :اول:اعتقاد به عصمت امام ، دوم:اعتقاد به علم کامل اینکه امام احاطه کامل به احکام الهی ومضامین قرآنی کریم ومعارف عظیم قرانی دارد سوم : انه مستغن عن جمیع العالم وغیره محتاج الیه اعتقاد به اینکه امام از همه عالم بی نیاز است و دیگران به اومحتاج هستند البته در علم وهدایت ورهبری جامعه نیازمند به هیچ کس نیست. وگرنه امام گاهی مریض می شدند مثل امام علی (ع) که مریض شد وبرایشان پزشک مسیحی آوردند. وچهارمی انه اسخی الناس واشجع الناس یعنی سخاوتمندترین وشجاعترین مردم است یعنی در سخاوت وشجاعت بالاترین مصداقش امام است. امام علی (ع) فرمود: ثلاثة لایکلمهم الله یوم القیامة ولا یزکیهم ولهم عذاب الیم .. 3 گروه هستند که خدا روز قیامت نه به آنها نظر می کند ونه تااین ویژگی را دارند آمرزیده میشوند مگر اینکه توبه کنند ودر روز قیامت دچار عذاب درناک میشوند . من ادعا امامةمن الله لیس له کسی که ادعا کند من امام هستم ادعای پیشوایی مردم وامیرالمومنین بودن را بکند بدون اینکه خدا اورا منصوب کرده باشد هارون الرشید خودش به یکی از اطرافیانش گفت: ما امام جسم مردم هستیم ولی موسی بن جعفر(ع) امام قلب مردم هست.اینها را خدا گماشته ولی ما خودمان را گماشته ایم ما الان درعالم داریم در فرقه های مختلف ادعای امامت دارنددر صورتی که این امامت هیچ مبنی وصورتی ندارد. من تقدم علي المسلمين و هو يري ان فيهم مـن هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمين کسي که بر مسلمانان پيشـي گيرد, در حالـي که ميداند در ميان آنها کسـي افضل وبهتر از او وجـود دارد, چنيـن کسي به خدا و رسولـش و همه مسلمانان خيانت کرده است .
گروه دوم: من جهد اماما من الله کسی که امام منصوب از طرف خدا را منکر شود گروه سوم: من زعم ان لهما نصیب من الاسلام فکر کند امام ناحق حق است یعنی کسی که امامت باطل را بپذیرد. آمدند خدمت امام صادق (ع) گفتند فردبی پیش ماست به اسم کلیب اسدی ایشان یک ویژگی دارد هر مطلبی از طرف شما عرض شود تا میگویند امام صادق فرمود می گوید :من تسلیم هستم قبول دارم امام فرمود ما او رامی شناسیم اومصداق این آیه 23 سوره هود است ان الذين آمنوا وعملوا الصالحات واخبتوا الي ربهم کلمه اخبتوا سه بار درقران آمده اخبتوا یعنی اسلموا اینها اهل بهشت به او کلیب تسلیم می گفتند چون ولایت پذیر محض بود هرچند با ذهنش جور در نمی آمد بعضی چیزها برای انسان قابل هضم نیست من نمی فهمم نباید انکار کنم شاید من توان ادراکش را نداشته باشم.وبگم نه این حرف از امام بعیداست.در تاریخ زنهایی ولایت پذیر داشتیم یکی از اینها خانمی است بنام ام اسلم آمد خدمت پیامبر هنوز غدیر اتفاق نیفتاده است هنوز ولایت امیر المومنین رسما اعلام نشده پیامبر(ص)خانه نبود همسر پیامبر ام سلمه پرسید :کاری دارید گفت :بله می نشینم تا رسول خدا بیاید ببینید چقدر درک بعضی ها بالاست نشست تا آمد گفت:من ام اسلم هستم اهل مطالعه هستم مطالعه در تایخ دارم با کتابهای آسمانی آشنا هستم در تاریخ خوانده ام که موسی بن عمران (ع) 2 تا وصی داشت هارون درزمان حیاتش ویوشع بعد از مرگش، عیسی بن مریم(ع) جانشین داشت همه انبیاءجانشین داشتند. یا رسول الله وصی شما کیست ?فهم این زن را ببینید. گاهی انسان چیزی را با کلام می پذیرد گاهی با نظر با کرامت با معجزه ،پیامبر سنگی را برداشت در دستش گرفت وآن را فشرد خاک شد وبعدمهرش را برآن زد فرمود دیدیدکسی که بتواند اینکار را بکند جانشین من است در کتاب قاموس الرجال شرح این داستان آمده است این زن تا زمان امام سجاد (ع) را درک است هم این کرامت را از امام علی (ع) وامام حسن(ع) وامام حسین(ع) وامام سجاد(ع)دید. ام اسلم نگران است وقتی اسلام را جع به مسائل ساده مثل دستشویی رفتن بیش 40 حکم مستحبی وکراهتی دارد پای چپ بذار پای راست بذار آیا میشود اسلامی که راجع به لباس پوشیدن ، حمام رفتن ، شانه زدن ، آراییدن خود این همه مطالب دارد و در منابع دینی ماست پیامبر گرامی ما (ص) بزرگترین مسئله به این مهمی رایعنی جانشینی وولایت را را رهاکرده باشد این توهین به پیامبر(ص) نیست ؟ این به معنای متزلزل کردن دین نیست؟این زن متدین آمده است خدمت رسول الله(ص) سراغ اولی الامر ووصی پیامبر(ص) را می گیرد . زینب کبری(س) ولایت پذیر بود درجنگ صفین چند زن آمده بودند قرآن و شعر میخواندند و روحیه سپاه اسلام را علیه کفر تحریک وتقویت میکردند البته نقش پرستاری هم داشتند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 23:35  توسط الهام
|
|
|